پس از همگرا شدن در مبانی نظری مسئله محوری که به تفصیل در فصل اول کتاب گوی و میدان تشریح شده، فعال مسئلهمحور (مقصود از فعال مسئلهمحور نه فقط پژوهشگر این عرصه بلکه تمام مدیران و فعالان و کنشگرانی است که به نوعی با مسائل در حیطه اختیارات عرصه مربوط به خود مواجه هستند) باید با روشی کاربردی اقدام به پیداکردن مسئله و سپس حل آن بپردازد و با تسلط بر این روش و تبدیلکردن آن به ملکهای درونی، در مواجهه با هر مسئلهای بهراحتی مسئله اصلی و اولویتدار را تشخیص داده و برای حل آن، راهحل پیاده کند؛ لذا آنچه از مجموع فرایندهایی که در ادامه اشاره خواهد شد، نهتنها یافتن مسئله بلکه پیداکردن راهحل و سپس برنامهریزی برای اجرای آن توقع میرود. در واقع مسئلهیابی و حل مسئله شامل گامها، مراحل و ابزارهایی است که بهصورت فرایندی منسجم به یکدیگر متصل میشود و خروجی نهایی آن برنامه عملیاتی برای حل مسئله خواهد بود. کارخواستها همچون چرخدندههای یک دستگاه با یکدیگر ارتباط دارند و به این واسطه، هرقدر که کارخواستهای اول دقیقتر تکمیلشده باشند، کارخواست بعدی بهتر و سریعتر پیش خواهد رفت؛ لذا نقص در هر مرحله باعث ایجاد نقص جدیتر در کارخواست بعدی شده و درنهایت برنامه ناقص، بی ارزش و حتی “مسئله زا” را شاهد خواهیم بود. به عبارت دیگر خشت اول گر نهد معمار کج، تا ثریا میرود دیوار کج و البته باید توجه داشت که هرچه دیوار بالاتر میرود میزان انحراف آن نیز بیشتر میشود. گامهای مسئلهیابی و حل مسئله بر جغرافیا و موضوع مشخص پیادهسازی میشود. این نکته به دلیل خاصیت عملیاتی بودن الگو است که قابلیت آموزش نظری صرف ندارد.

دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.