جستجو برای:

ضرورت بازنگری در عنوان جنگ

ضرورت بازنگری در عنوان جنگ

ضرورت بازنگری در عنوان جنگ

این یادداشت راهبردی بر ضرورت تغییر نام «جنگ رمضان» تأکید می‌کند؛ چرا که این عنوان، به‌طور ناخودآگاه نبردی مقطعی و محدود به یک زمان خاص را به ذهن متبادر می‌سازد که با اهداف کلان، بلندمدت و استراتژیک جمهوری اسلامی ایران در تعارض است. برخلاف دشمن که از نام‌گذاری جنگ‌ها به‌عنوان ابزاری قدرتمند برای عملیات روانی و قدرت‌نمایی بهره می‌برد، استفاده از عنوان فعلی می‌تواند در افکار عمومی داخل، انتظار پایان سریع تنش‌ها را ایجاد کرده و مانع از درک ابعاد عمیق نبرد شود؛ بنابراین پیشنهاد می‌شود نهادهای تصمیم‌گیر نظیر شورای عالی امنیت ملی، نام «جنگ نظم نوین منطقه‌ای» را جایگزین و استانداردسازی کنند تا ضمن هدایت صحیح ادراک عمومی، پیام شفافی از اراده کشور برای بازتعریف معادلات قدرت در غرب آسیا به بازیگران منطقه‌ای و جهانی مخابره شود.

محتوای نوشته

دانلود فایل PDF

در روزهای پایانی ماه مبارک رمضان ۱۴۴۶ قمری و پس از گذشت ۱۹ روز از آغاز حمله ددمنشانه رژیم آمریکایی–صهیونیستی به ایران، یکی از موضوعاتی که در حوزه تدابیر نرم جنگ کمتر به صورت هدفمند مورد توجه قرار گرفته، مسئله «نام‌گذاری جنگ» است. عنوانی که در این مدت در سطح رسانه‌ای و گفتمانی برای این نبرد رایج شده، یعنی «جنگ رمضان»، بیش از آن‌که یک نام رسمی تثبیت‌شده باشد، نوعی برچسب گفتمانی موقت است؛ برچسبی که با توجه به افق راهبردی این نبرد، نیازمند بازنگری و ارتقا است.

نام یک جنگ صرفاً یک عنوان رسانه‌ای نیست، بلکه بخشی از سازوکار شکل‌دهی به ادراک عمومی و مدیریت میدان جنگ شناختی محسوب می‌شود. عنوانی که برای یک جنگ انتخاب می‌شود، باید هم‌زمان چند کارکرد مهم را محقق سازد: نخست، تثبیت و جهت‌دهی به ادراک عمومی در میان آحاد مردم ایران و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران؛ دوم، ایجاد ظرفیت مناسب برای مواجهه فعال با عملیات روانی دشمن؛ سوم، اثرگذاری بر فضای سیاسی و رسانه‌ای منطقه غرب آسیا، به‌ویژه در میان کشورهای حاشیه خلیج فارس؛ و چهارم، انتقال پیام روشن و منسجم از مواضع اصولی جمهوری اسلامی ایران به افکار عمومی جهانی و دولت‌هایی که به‌عنوان ناظر یا تماشاگر، تحولات جنگ را دنبال می‌کنند. در چنین چارچوبی، عنوان «جنگ رمضان» به طور کامل و تام اهداف، افق‌ها و پیام‌های راهبردی جمهوری اسلامی ایران را بازتاب نمی‌دهد و باید مورد بازنگری قرار گیرد.

یکی از مهم‌ترین اشکالات عنوان «جنگ رمضان» آن است که به‌صورت ضمنی و ناخودآگاه بر «مقطعی بودن» جنگ تأکید می‌کند. این در حالی است که در موضع‌گیری‌های رسمی مسئولان نظام ــ از مسئولان سیاسی تا فرماندهان نیروهای مسلح ــ به‌صورت مکرر تأکید شده که این جنگ ماهیتی فرآیندی و ادامه‌دار دارد و تا تحقق اهداف راهبردی جمهوری اسلامی ایران می‌تواند استمرار یابد. در چنین شرایطی، نام‌گذاری جنگ بر اساس یک مقطع زمانی خاص، نوعی گسست ادراکی میان گفتمان رسمی و برداشت عمومی ایجاد می‌کند. از یک سو، در سطح گفتمان سیاسی و نظامی کشور بر تداوم و عمق راهبردی این نبرد تأکید می‌شود، اما از سوی دیگر، عنوان «جنگ رمضان» به‌شکل نمادین این نبرد را در یک بازه زمانی محدود تعریف می‌کند و به‌صورت ناخودآگاه آن را کوتاه‌مدت جلوه می‌دهد. این تعارض می‌تواند هم در میان افکار عمومی داخلی و هم در میان نخبگان و بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی پیام‌هایی متناقض ایجاد کند و از انسجام روایت راهبردی جمهوری اسلامی ایران بکاهد.

از سوی دیگر، اگر فلسفه انتخاب عنوان «جنگ رمضان» صرفاً اشاره به زمان آغاز جنگ باشد، چنین رویکردی از منظر راهبرد نرم‌افزاری واجد محدودیت‌های جدی است. اشاره صرف به زمان آغاز یک جنگ معمولاً ارزش نمادین و راهبردی قابل‌توجهی برای افکار عمومی جهانی یا حتی بسیاری از بازیگران منطقه‌ای ایجاد نمی‌کند. در واقع، در اغلب جنگ‌ها آنچه اهمیت تاریخی و راهبردی بیشتری دارد، نه زمان آغاز جنگ، بلکه چگونگی پایان آن و نظمی است که در نتیجه آن شکل می‌گیرد. در منظومه فکری و راهبردی جمهوری اسلامی ایران نیز مسئله اصلی، صرفاً آغاز یک درگیری نظامی نیست، بلکه چگونگی پایان آن و تأثیری است که بر معادلات قدرت در منطقه خواهد گذاشت. در همین چارچوب و بر اساس فرمایش امام شهید که این جنگ را جنگی با قابلیت منطقه‌ای شدن توصیف کردند، تأکید اصلی باید بر افق آینده جنگ و تحولات گسترده‌تر منطقه‌ای قرار گیرد. بنابراین، نام‌گذاری جنگ نیز باید این افق آینده‌محور و راهبردی را بازتاب دهد، نه آنکه آن را در یک قاب زمانی محدود محصور سازد.

در کنار این ملاحظات راهبردی، عنوان «جنگ رمضان» می‌تواند پیامدهای ادراکی و روانی مهمی در سطح جامعه ایجاد کند. نام‌گذاری جنگ با ارجاع مستقیم به ماه مبارک رمضان، به‌طور طبیعی در لایه‌های شناختی جامعه این انتظار را شکل می‌دهد که با پایان این ماه، جنگ نیز به نوعی رو به پایان رود. حتی اگر چنین انتظاری به صورت صریح بیان نشود، در سطح ناخودآگاه جمعی نوعی «زمان‌مندسازی ذهنی» شکل می‌گیرد که جنگ را به یک دوره زمانی محدود پیوند می‌زند. در نتیجه، با نزدیک شدن به پایان ماه رمضان، ممکن است در بخشی از جامعه این برداشت شکل گیرد که جنگ نیز باید در همین بازه به پایان برسد. این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران اساساً این نبرد را در چارچوب هدفی بزرگ‌تر، یعنی «حذف سایه جنگ از سر ایران» و ایجاد بازدارندگی پایدار تعریف می‌کند و برای تحقق این هدف، فارغ از طول زمان مورد نیاز، آمادگی ادامه نبرد را دارد. بنابراین، مقطعی دیدن جنگ و تثبیت چنین برداشتی در ذهن جامعه با منطق راهبردی جمهوری اسلامی ایران همخوانی ندارد. افزون بر این، اکنون که به روزهای پایانی ماه مبارک رمضان نزدیک می‌شویم، ادامه استفاده از این عنوان حتی می‌تواند مانعی برای دمیدن روح تازه در فضای شناختی جامعه باشد، چرا که به‌صورت ناخودآگاه ذهن جامعه را به سمت انتظار پایان جنگ سوق می‌دهد.

در مقابل، تجربه دشمن نشان می‌دهد که رژیم صهیونیستی و حامیان آمریکایی آن به‌خوبی از ابزار نام‌گذاری برای پیشبرد اهداف روانی و رسانه‌ای خود استفاده می‌کنند. از آغاز درگیری‌های پس از ۷ اکتبر و در جریان جنگ با حماس، تا نام‌گذاری عملیات‌ها و اقدامات مختلف نظامی، همواره تلاش شده است با انتخاب عناوینی خاص، تصویری از قدرت، قاطعیت و ابتکار عمل در افکار عمومی ایجاد شود. حتی در سطح عملیات‌های محدود نیز از عناوینی استفاده می‌شود که هدف اصلی آن‌ها القای هیبت و قدرت‌نمایی است. در برخی روایت‌ها و سناریوهای رسانه‌ای و تحلیلی غربی پیرامون درگیری با ایران، نمونه‌هایی مانند «Operation Midnight Hammer» نیز مطرح می‌شود که در آن، از به‌کارگیری بمب‌افکن‌های استیلث B-2 و مهمات سنگرشکن ویژه علیه تأسیسات حساس ایران سخن به میان می‌آید. فارغ از میزان انطباق این روایت‌ها با واقعیت میدانی، نوع نام‌گذاری در این سناریوها معطوف به القای قدرت نمادین و برتری تکنولوژیک است.

در کنار این، نام‌هایی که برای جنگ‌ها و عملیات‌های پیشین رژیم صهیونیستی در غزه و لبنان انتخاب شده‌اند ــ نظیر «سرب گداخته» (Operation Cast Lead)، «لبه حفاظتی» (Operation Protective Edge) و «نگهبان دیوارها» (Operation Guardian of the Walls) ــ همگی بر مفهوم اقدام پیش‌دستانه، ضربه قاطع و ایجاد بازدارندگی از طریق نمایش قدرت تکیه دارند. در جنگ جاری نیز، برخی روایت‌های رسانه‌ای همسو با صهیونیسم از تعابیری نظیر «خشم حماسی» برای توصیف جنگ بهره می‌گیرند. مجموع این نام‌گذاری‌ها را باید بخشی از دستگاه جنگ روانی دشمن و تلاشی سازمان‌یافته برای ایجاد رعب در طرف مقابل و نمایش نوعی قدرت نمادین در عرصه رسانه‌ای و شناختی ارزیابی کرد. این تجربه به‌روشنی نشان می‌دهد که نام جنگ صرفاً یک عنوان خبری نیست، بلکه خود بخشی از عملیات روانی و جنگ شناختی محسوب می‌شود.

با توجه به این ملاحظات، بازنگری در عنوان این جنگ باید به‌عنوان یک اقدام راهبردی در دستور کار قرار گیرد، به‌ویژه اگر هدف، تقویت روایت راهبردی جمهوری اسلامی ایران و ایجاد انسجام درک جمعی نسبت به ماهیت و افق این نبرد است. در این چارچوب، پیشنهاد می‌شود عنوان «جنگ نظم نوین منطقه‌ای» به‌عنوان نام جایگزین مورد توجه جدی قرار گیرد. چنین عنوانی چند کارکرد کلیدی را تأمین می‌کند: نخست آنکه جنگ را نه یک درگیری مقطعی، بلکه نقطه عطفی در روند شکل‌گیری نظم جدید در غرب آسیا معرفی می‌کند و تمرکز را از زمان آغاز جنگ به پیامدهای راهبردی آن منتقل می‌سازد. دوم آنکه این عنوان پیام روشنی به بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای ارسال می‌کند مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی ایران این نبرد را در چارچوب بازتعریف نظم امنیتی و سیاسی منطقه ارزیابی می‌کند و تا تحقق اهداف راهبردی خود از میدان عقب نخواهد نشست. سوم آنکه برای افکار عمومی داخلی نیز این پیام را تقویت می‌کند که جنگ جاری صرفاً یک واکنش مقطعی به یک حمله نیست، بلکه بخشی از یک روند بزرگ‌تر در جهت تثبیت جایگاه ایران و جبهه مقاومت در نظم آینده منطقه است. در نهایت، با توجه به نزدیک شدن به پایان ماه رمضان، تغییر عنوان جنگ می‌تواند به‌عنوان یک نقطه چرخش در سطح ادراک عمومی عمل کند و ذهن جامعه را از انتظار پایان سریع جنگ به درک مأموریت راهبردی و بلندمدت آن سوق دهد.

بر این اساس، با توجه به اهمیت نام‌گذاری در جنگ‌های مدرن و نقش آن در شکل‌دهی به ادراک عمومی، مدیریت روایت و پیشبرد جنگ شناختی، لازم است در اولین فرصت بازنگری در عنوان این جنگ در سطح سیاست‌گذاری عالی در دستور کار قرار گیرد. در گام نخست، پیشنهاد می‌شود «ستاد کل نیروهای مسلح» و «شورای عالی امنیت ملی» با هدف ایجاد وحدت رویه، نام «جنگ نظم نوین منطقه‌ای» را به‌عنوان عنوان معیار و مرجع این نبرد تصویب و به دستگاه‌های ذی‌ربط ابلاغ کنند. در گام بعد، ادبیات رسانه ملی و شبکه‌های رسانه‌ای وابسته به حاکمیت باید متناسب با این تصمیم به‌روزرسانی شود و دستگاه اطلاع‌رسانی نیروهای مسلح نیز در پیام‌ها، گزارش‌های میدانی و سخن‌گویی رسمی خود از این عنوان استفاده کند. در سطح دیپلماسی عمومی، وزارت امور خارجه می‌تواند معادل‌های انگلیسی مناسب برای این عنوان، نظیر؛

“War of the New Regional Order” یا “The War for a New Regional Order” را در ارتباطات رسمی و غیررسمی با رسانه‌ها و افکار عمومی جهانی به کار گیرد. یکسان‌سازی عنوان در سطوح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی، علاوه بر افزایش انسجام روایی، به جمهوری اسلامی ایران امکان می‌دهد پیام راهبردی خود را درباره ماهیت، افق و اهداف این جنگ، به‌صورت شفاف، منظم و اثرگذار در میدان جنگ شناختی عرضه کند.

دیدگاهتان را بنویسید

آخرین اطلاعیه ها
لطفا برای نمایش اطلاعیه ها وارد شوید