جستجو برای:

تحلیل عملکرد جامعه اندیشگاهی کشور

گزارش آماری و تحلیلی عملکرد جامعه اندیشگاهی کشور (اندیشکده‌ها و اندیشه‌ورزان) در جنگ رمضان

تحلیل عملکرد جامعه اندیشگاهی کشور

بررسی ۳۴۱ مدخل از ۱۲۰ نهاد اندیشگاهی نشان می‌دهد زیست‌بوم اندیشه‌ورزی کشور در بحران اخیر منفعل نبوده است. با این حال، مسئله اصلی نه نبود خروجی، بلکه نبود معماری خروجی است؛ به‌گونه‌ای که واکنش‌های سریع و پراکنده، به عقل عملی جمعی و بسته‌های سیاستیِ منسجم و قابل‌اجرا برای تصمیم‌گیران تبدیل نشده‌اند.

محتوای نوشته

گزارش آماری و تحلیلی عملکرد جامعه اندیشگاهی کشور (اندیشکده‌ها و اندیشه‌ورزان) در جنگ رمضان

دانلود فایل PDF

خلاصه سیاستی

این گزارش با هدف ارزیابی آماری و تحلیلی عملکرد جامعه اندیشگاهی کشور، شامل اندیشکده‌ها و اندیشه‌ورزان، در جریان جنگ رمضان تهیه شده است. مسئله اصلی گزارش آن است که در شرایط بحرانی، کارآمدی اندیشکده نه صرفاً با تعداد خروجی‌ها، بلکه با توان تبدیل دانش نظری به راهنمای عملیاتی برای تصمیم سنجیده می‌شود. بر این مبنا، گزارش کوشیده است با اتکا به یک پیکره گردآوری‌شده از یادداشت‌ها، گزارش‌ها و اسناد سیاستی منتشرشده در بازه جنگ، تصویری منظم از الگوی واکنش اندیشکده‌ای کشور ارائه کند و نسبت میان کمیت تولید، تمرکز موضوعی، کیفیت صورت‌بندی، و قابلیت تبدیل خروجی‌ها به ظرفیت تصمیم را بسنجد.

یافته‌های آماری گزارش نشان می‌دهد که زیست‌بوم اندیشکده‌ای کشور در این بحران، اساساً خاموش نبوده است. در مجموع ۳۴۱ مدخل قابل‌تحلیل شناسایی شده و پس از پاک‌سازی، ۱۲۰ برچسب یکتای تولیدکننده به‌دست آمده است. با این حال، ساختار توزیع تولید نشان می‌دهد که بخش بزرگی از میدان، در سطح واکنش‌های تک‌مدخلی و ناپیوسته باقی مانده است؛ به‌گونه‌ای که ۷۸ برچسب تنها یک خروجی داشته‌اند و فقط ۴۲ برچسب دو خروجی یا بیشتر تولید کرده‌اند. این وضعیت نشان می‌دهد که اگرچه میدان اندیشه‌ورزی از حیث کمّی فعال بوده، اما این فعالیت لزوماً به انباشت نهادی و استمرار تحلیلی منتهی نشده است. در سطح خام، بیشترین تعداد خروجی به مرکز دیپلماسی اقتصادی اختصاص داشته و در سطح تجمیع حداقلی نام‌های هم‌خانواده نیز خانواده دیپلماسی اقتصادی در صدر قرار گرفته است. با این حال، سهم پنج تولیدکننده اول از کل پیکره ۳۵.۵ درصد و سهم پنج خانواده اول ۴۱.۹ درصد بوده است؛ ازاین‌رو، با تمرکز مطلق مواجه نیستیم، بلکه با میدانی روبه‌رو هستیم که کنشگران متعدد دارد، اما فاقد سازوکارهای مؤثر تجمیع و هم‌گرایی است

از حیث موضوعی، بیشترین تمرکز متون بر حوزه‌های سیاست خارجی، امنیت، انرژی و اقتصاد قرار داشته است. «سیاست خارجی، دیپلماسی و نظم بین‌الملل» با ۱۰۷ مدخل در صدر قرار گرفته و پس از آن، «امنیت، نظامی، اطلاعاتی، دفاع و پدافند»، «انرژی، نفت، گاز، تنگه هرمز و امنیت انرژی» و «اقتصاد، تولید، صنعت، تجارت، لجستیک و زیرساخت» قرار دارند. در مقابل، حوزه‌هایی چون «حقوق بین‌الملل»، «حکمرانی داخلی»، «رسانه و روایت»، و به‌ویژه «فناوری، سایبر، داده و هوش مصنوعی» در سطح موضوع اصلی کم‌فروغ یا تقریباً غایب بوده‌اند. این الگو نشان می‌دهد که مرکز ثقل تحلیل‌ها بر ساحت‌های سخت‌تر و فوری‌تر بحران متمرکز شده و برخی حوزه‌های راهبردی اما کمتر مرئی، در حاشیه قرار گرفته‌اند. در سطح تم‌های چندموضوعی، چندوجهی‌بودن متون آشکار است، اما این چندوجهی‌بودن اغلب به طراحی سیاستی چندلایه و مرحله‌بندی‌شده تبدیل نشده است.

تحلیل زمانی گزارش نیز نشان می‌دهد که الگوی انتشار خروجی‌ها یکنواخت نبوده، بلکه به‌صورت خوشه‌ای و اوج‌دار شکل گرفته است. اوج انتشار در ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ با ۳۱ خروجی ثبت شده و پس از آن، ۹ فروردین ۱۴۰۵ و ۱ فروردین ۱۴۰۵ بیشترین حجم انتشار را داشته‌اند. این الگو نشان می‌دهد که میدان اندیشکده‌ای توان واکنش سریع در مقاطع خاص را داشته، اما این واکنش‌ها عمدتاً در قالب فوران‌های زمانی ظاهر شده‌اند و کمتر به یک مسیر تحلیلی متوالی و منسجم انجامیده‌اند.

سنجه‌های تکمیلی نیز این برداشت را تقویت می‌کند. میانگین طول مدخل‌ها ۷۰۳.۹ واژه بوده، ۶۳.۶ درصد متون دارای زبان توصیه‌ای، ۴۴.۹ درصد واجد واژگان سناریویی، و ۷۱.۳ درصد حاوی داده یا عدد بوده‌اند؛ اما تنها ۱۴.۱ درصد مدخل‌ها ساختار صریح بخش‌بندی داشته‌اند. ازاین‌رو، گرچه زبان «چه باید کرد» در بسیاری از متون حاضر است، اما در بخش بزرگی از موارد، این زبان به بسته سیاستی کامل، چندبدیلی، زمان‌مند و مسئول‌محور ارتقا نیافته است.

بر اساس مجموع این یافته‌ها، گزارش به این نتیجه می‌رسد که مسئله اصلی جامعه اندیشگاهی کشور در جنگ رمضان، «نبود خروجی» نیست، بلکه «نبود معماری خروجی» است. میدان اندیشه‌ورزی توانسته است واکنش نشان دهد، تولید کند و در موضوعات متعدد ورود پیدا کند، اما هنوز در تبدیل این واکنش‌ها به عقل عملی جمعی، انباشتی و راهبردی، به سطح مطلوب نرسیده است. بنابراین، ضعف اصلی نه در اصل تولید، بلکه در سازمان‌دهی تولید، در سازوکار تجمیع، و در تبدیل گفتار تحلیلی به دستورکار عملیاتی نهفته است. بر همین اساس، گزارش پیشنهاد می‌کند که اندیشکده‌ها برای شرایط بحران، قالب‌های ازپیش‌طراحی‌شده خروجی داشته باشند، سازوکارهای تجمیع و تقطیر در سطح زیست‌بوم تقویت شود، و نظام ارزیابی عملکرد از شمارش خروجی‌ها فراتر رفته و بر سناریومندی، انسجام درونی، قابلیت اجرا، و کیفیت مستندسازی تمرکز کند.

یکی از معیارهای بنیادین ارزیابی نهاد اندیشکده، کیفیت واکنش آن در بزنگاه‌های ملی و بحران‌های پیچیده است. اندیشکده در وضعیت عادی می‌تواند به تولید تحلیل‌های بخشی، ارزیابی‌های موضوعی و توصیه‌های پراکنده بپردازد، اما در شرایط بحرانی، معیار اصلی نه صرف حضور در میدان گفتار، بلکه توان تبدیل دانش نظری به راهنمای عملیاتی برای تصمیم است. در چنین وضعی، سرعت تشخیص، انسجام صورت‌بندی، قدرت سناریونویسی، قابلیت اولویت‌بندی گزینه‌ها، و امکان ترجمه تحلیل به توصیه اجرایی اهمیت پیدا می‌کند. بر همین اساس، ارزیابی پیکره تکمیلی موجود نشان می‌دهد که زیست‌بوم اندیشکده‌ای ایران در جنگ اخیر، اساساً خاموش و منفعل نبوده، اما در تبدیل انبوه واکنش‌ها به بسته‌های سیاستی منسجم، همگرا و قابل‌استفاده برای تصمیم‌گیر، با کاستی ساختاری مواجه بوده است.

روش و دامنه تحلیل

این گزارش بر پایه یک پیکره متنی گردآوری‌شده از یادداشت‌ها، گزارش‌ها و اسناد سیاستی جنگ‌مرتبط تولیدشده توسط اندیشکده‌ها و اندیشه‌ورزان تنظیم شده است. در فرایند آماده‌سازی داده‌ها، ابتدا رکوردهای خام استخراج و موارد خالی، تکراری یا فاقد حداقل اطلاعات لازم کنار گذاشته شد. سپس میان «برچسب خام تولیدکننده» و «خانواده انتسابی» تفکیک صورت گرفت؛ بدین معنا که در سطح نخست، هر نام دقیق درج‌شده در سند به‌صورت مستقل حفظ شد، اما در سطح دوم، نام‌های هم‌خانواده، هم‌ریشه یا متعلق به یک واحد نهادی ذیل یک خانواده انتسابی واحد تجمیع حداقلی شدند. در ادامه، مدخل‌ها بر اساس «موضوع اصلی» کدگذاری شدند؛ یعنی حوزه‌ای که ثقل اصلی متن بر آن استوار بود. افزون بر این، برای پرهیز از تقلیل متون چندوجهی به یک برچسب واحد، «تم‌های چندموضوعی قوی» نیز به‌طور جداگانه ثبت شد تا حضور پررنگ سایر مضامین در متن از دست نرود. همچنین برای هر مدخل، سنجه‌های تکمیلی‌ای مانند طول متن، زبان توصیه‌ای، واژگان سناریویی، وجود داده و عدد، و میزان ساختارمندی صریح متن محاسبه شد. بر این اساس، یافته‌های گزارش ناظر بر یک سرشماری تحلیلی از پیکره گردآوری‌شده است و ارقام و نسبت‌ها باید در چارچوب همین دامنه تحلیلی فهم شوند. لازم به ذکر است که اطلاق عنوان جامعه اندیشگاهی کشور به علت عدم وجود هویت حقوقی و ثبت شده نهاد اندیشکده و استفاده عرفی از لفظ اندیشکده توسط هویت‌های جمعی مختلف، امکان عدم ورود یادداشت‌ها و گزارش‌هایی که توسط برخی از مجموعه‌ها انجام گرفته و اتفاقاً خروجی‌های باکیفیت و ارزشمندی نیز هستند، وجود داشته است. از این رو تلاش شده است بصورت حداکثری و نه بصورت قطعی تمام خروجی‌های اندیشگاهی کشور در این تحلیل بکار گرفته شود.

 

تحلیل نهادی و انتساب‌های تولیدکننده

از مجموع ۳۴۱ مدخل قابل‌تحلیل شناسایی شده، پس از پاک‌سازی نیز ۱۲۰ برچسب یکتای تولیدکننده به‌دست آمده است. این ارقام به‌روشنی نشان می‌دهد که با یک میدان کم‌تحرک یا کم‌واکنش مواجه نیستیم. بالعکس، واکنش‌های متعدد، سریع و متنوع در این پیکره حضور دارند. از این منظر، روایت «سکوت مطلق اندیشکده‌ها» با داده‌های موجود سازگار نیست و باید کنار گذاشته شود. بااین‌حال، همین حجم بالا از تولید، در سطحی دیگر، به ضعف ساختاری مهم‌تری اشاره می‌کند: کثرت خروجی، الزاماً به‌معنای انباشت نهادی، یادگیری جمعی، یا بلوغ راهبردی نیست.

نخستین نشانه این ضعف در ساختار توزیع تولید آشکار می‌شود. از میان ۱۲۰ برچسب یکتای تولیدکننده، ۷۸ برچسب تنها یک خروجی داشته‌اند و فقط ۴۲ برچسب دو خروجی یا بیشتر تولید کرده‌اند. بنابراین، بخش بزرگی از میدان تولید در سطح واکنش‌های تک‌مدخلی و ناپیوسته باقی مانده است. در سطح خام، بیشترین تعداد خروجی به «مرکز دیپلماسی اقتصادی» با ۳۳ خروجی تعلق دارد؛ و در سطح تجمیع حداقلی نام‌های هم‌خانواده، «خانواده دیپلماسی اقتصادی» با ۴۱ خروجی در صدر قرار می‌گیرد. با این همه، حتی در این سطح نیز تمرکز مطلق شکل نگرفته است؛ سهم پنج تولیدکننده اول از کل پیکره ۳۵.۵ درصد و سهم پنج خانواده اول ۴۱.۹ درصد است. این الگو نشان می‌دهد که اگرچه چند بازیگر پرتولید وجود دارند، اما میدان به‌طور کامل در اختیار یک یا دو نهاد خاص قرار نگرفته است. از همین‌رو، مسئله اصلی نه فقدان کنشگر، بلکه فقدان سازوکار تجمیع و هم‌گرایی میان کنشگران است.

از منظر نوع انتساب نیز، غلبه با مدخل‌های نهادی/سازمانی است: 295 مدخل نهادی/سازمانی در برابر 46 مدخل فردی/شخصی. این بدان معناست که میدان موجود، عمدتاً همچنان حول ساختارهای اندیشکده‌ای و سازمانی سامان یافته و صرفاً محصول مداخلات فردی پراکنده نیست. به بیان دیگر، ضعف مشاهده‌شده را نمی‌توان به‌سادگی به نبود نهاد نسبت داد؛ مسئله در سطحی عمیق‌تر، به چگونگی کارکرد نهادها، الگوی تولید خروجی، و نسبت میان تولید منفرد و عقل جمعی اندیشکده‌ای بازمی‌گردد.

جدول 1. پانزده تولیدکننده برتر در سطح برچسب خام

رتبه نام تولیدکننده تعداد خروجی
1 مرکز دیپلماسی اقتصادی 33
2 اندیشکده تین شیا 30
3 پژوهشکده ابرار معاصر تهران 23
4 اندیشکده اقتصاد بین الملل 21
5 مرکز تحلیل راهبردی و بین الملل (آیساسنتر) 14
6 اندیشکده سبا 9
7 اندیشگاه روایت ایرانی 9
8 اندیشکده نظام مسائل حکمرانی کشور 8
9 پژوهشکده مطالعات راهبردی 7
10 مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی 7
11 پژوهشکده مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران 6
12 شناختیک 6
13 شبکه کانون های تفکر ایران (ایتان) 6
14 اندیشکده دیپلماسی اقتصادی 5
15 مرکز ارزیابی سیاستی ایران 5

جدول 2. پانزده انتساب/خانواده برتر پس از تجمیع حداقلی

رتبه انتساب/خانواده تعداد خروجی
1 خانواده دیپلماسی اقتصادی 41
2 خانواده ابرار معاصر تهران 32
3 اندیشکده تین شیا 30
4 اندیشکده اقتصاد بین‌الملل 21
5 خانواده آیساسنتر/مرکز تحلیل راهبردی و بین‌الملل 19
6 خانواده ایتان/شبکه کانون‌های تفکر ایران 11
7 اندیشگاه روایت ایرانی 9
8 اندیشکده سبا 9
9 اندیشکده نظام مسائل حکمرانی کشور 8
10 مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی 7
11 مرکز ارزیابی سیاستی ایران 7
12 خانواده برندسازی ملی ایران 7
13 پژوهشکده مطالعات راهبردی 7
14 خانواده شناختیک 7
15 خانواده پایا/مرکز توسعه پایدار انرژی 5

 

تحلیل موضوعی

از حیث موضوعی، ساختار میدان بسیار گویاست. در کدگذاری «موضوع اصلی»، بیشترین تمرکز بر «سیاست خارجی، دیپلماسی و نظم بین‌الملل» با ۱۰۷ مدخل، معادل ۳۱.۴ درصد کل پیکره، قرار دارد. پس از آن، «امنیت، نظامی، اطلاعاتی، دفاع و پدافند» با ۷۲ مدخل، «انرژی، نفت، گاز، تنگه هرمز و امنیت انرژی» با ۵۶ مدخل، و «اقتصاد، تولید، صنعت، تجارت، لجستیک و زیرساخت» با ۵۱ مدخل قرار گرفته‌اند. «جامعه، فرهنگ، هویت، دانشگاه و سرمایه اجتماعی» ۳۶ مدخل را به خود اختصاص داده است، در حالی که «رسانه، روایت، افکار عمومی، جنگ شناختی و فضای مجازی» تنها ۸ مدخل، «سناریو، آینده‌پژوهی و هشدار راهبردی» ۶ مدخل، «حکمرانی، سیاست داخلی، مدیریت بحران و اداره کشور» ۳ مدخل، و «حقوق، حقوق بین‌الملل و نهادهای بین‌المللی» فقط ۱ مدخل داشته‌اند. حوزه «فناوری، سایبر، داده و هوش مصنوعی» نیز در سطح موضوع اصلی عملاً به صفر رسیده است. این توزیع آشکارا نشان می‌دهد که مرکز ثقل تحلیل‌ها بر ساحت‌های سخت‌تر و مستقیم‌تر بحران متمرکز بوده و حوزه‌های حقوقی، فناورانه و حکمرانی داخلی، علی‌رغم اهمیت راهبردی‌شان، در حاشیه مانده‌اند.

البته باید توجه داشت که «موضوع اصلی» با «تم چندموضوعی قوی» یکسان نیست. موضوع اصلی فقط به حوزه‌ای اشاره دارد که هسته غالب و کانون ثقل هر مدخل بر آن استوار است، حال‌آنکه در سطح تم‌های چندموضوعی، ممکن است یک متن در کنار موضوع اصلی خود، به‌صورت پررنگ و غیرحاشیه‌ای واجد مضامین دیگری نیز باشد. بنابراین، حضور یک حوزه در تم‌های چندموضوعی قوی، لزوماً به‌معنای غالب‌بودن آن به‌عنوان موضوع اصلی نیست و تفاوت میان این دو سطح کدگذاری، ناشی از چندلایه‌بودن محتوای متون است، نه تعارض در یافته‌ها.

اگر همین توزیع را در سطح «تم‌های چندموضوعی قوی» بخوانیم، مسئله روشن‌تر می‌شود. در این سطح، «سیاست خارجی» ۲۱۷ بار، «امنیت» ۱۷۴ بار، «اقتصاد» ۱۶۲ بار و «انرژی» ۱۵۷ بار به‌صورت قوی در متون حاضرند. سپس «جامعه و سرمایه اجتماعی» با ۷۷، «سناریو و آینده‌پژوهی» با ۵۲، «رسانه و روایت» با ۳۷، «فناوری و سایبر» با ۲۷، «حکمرانی داخلی» با ۲۶ و «حقوق بین‌الملل» با ۲۴ مورد ظاهر می‌شوند. این بدان معناست که پیکره مورد بررسی از منظر محتوایی، واجد چندوجهی‌بودن است؛ یعنی بسیاری از متون صرفاً تک‌موضوعی نیستند. بااین‌حال، این چندوجهی‌بودن به‌ندرت به «طراحی سیاستی چندلایه» تبدیل شده است. به بیان دیگر، متن‌ها اغلب چند ساحت بحران را می‌بینند، اما در سطح صورت‌بندی نهایی، همچنان در سطح مسئله‌شناسی یا هشدار باقی می‌مانند و کمتر به معماری اقدام می‌رسند.

جدول 3. توزیع موضوع اصلی مدخل‌ها
موضوع اصلی تعداد مدخل سهم از کل (%)
سیاست خارجی، دیپلماسی و نظم بین‌الملل 107 31.4
امنیت، نظامی، اطلاعاتی، دفاع و پدافند 72 21.1
انرژی، نفت، گاز، تنگه هرمز و امنیت انرژی 56 16.4
اقتصاد، تولید، صنعت، تجارت، لجستیک و زیرساخت 51 15.0
جامعه، فرهنگ، هویت، دانشگاه و سرمایه اجتماعی 36 10.6
رسانه، روایت، افکار عمومی، جنگ شناختی و فضای مجازی 8 2.3
سناریو، آینده‌پژوهی و هشدار راهبردی 6 1.8
حکمرانی، سیاست داخلی، مدیریت بحران و اداره کشور 3 0.9
حقوق، حقوق بین‌الملل و نهادهای بین‌المللی 1 0.3
فناوری، سایبر، داده و هوش مصنوعی 0 0.0

جدول 4. بسامد تم‌های چندموضوعی قوی

تم چندموضوعی قوی تعداد مدخل
سیاست خارجی، دیپلماسی و نظم بین‌الملل 217
امنیت، نظامی، اطلاعاتی، دفاع و پدافند 174
اقتصاد، تولید، صنعت، تجارت، لجستیک و زیرساخت 162
انرژی، نفت، گاز، تنگه هرمز و امنیت انرژی 157
جامعه، فرهنگ، هویت، دانشگاه و سرمایه اجتماعی 77
سناریو، آینده‌پژوهی و هشدار راهبردی 52
رسانه، روایت، افکار عمومی، جنگ شناختی و فضای مجازی 37
فناوری، سایبر، داده و هوش مصنوعی 27
حکمرانی، سیاست داخلی، مدیریت بحران و اداره کشور 26
حقوق، حقوق بین‌الملل و نهادهای بین‌المللی 24

منظور از «تم چندموضوعی قوی» آن است که نشانه‌های زبانی و محتوایی موضوع در متن به‌حدی بوده که حضور آن فراتر از یک اشاره گذرا ارزیابی شده است.

 

تحلیل زمانی و تایم‌لاین انتشار

از حیث زمانی نیز الگوی میدان بسیار معنادار است. خوشه اصلی انتشار در بازه ۱۴۰۴/۱۲/۰۹ تا ۱۴۰۵/۰۱/۱۰ شکل گرفته و ۳۳۴ مدخل را در بر می‌گیرد. اوج انتشار در ۱۴۰۴/۱۲/۲۴ با ۳۱ خروجی ثبت شده است. پس از آن، ۱۴۰۵/۰۱/۰۹ با ۲۶ خروجی و ۱۴۰۵/۰۱/۰۱ با ۲۱ خروجی قرار دارند. این الگو نشان می‌دهد که با یک روند یکنواخت و پیوسته مواجه نیستیم، بلکه میدان اندیشکده‌ای در قالب خوشه‌های زمانی و نقاط اوج فعال شده است. موضوع غالب روزها نیز در بخش بزرگی از بازه، میان سیاست خارجی و امنیت در نوسان بوده، و در برخی روزها انرژی یا اقتصاد نقش غالب یافته‌اند. بنابراین، توجه اندیشکده‌ها در طول بحران جابه‌جا شده است، اما این جابه‌جایی لزوماً به شکل‌گیری یک نقشه راه جمعی و متوالی منتهی نشده است.

جدول 5. تایم‌لاین روزانه انتشار

تاریخ تعداد خروجی موضوع غالب روز فراوانی موضوع غالب
1404/11/20 1 سیاست خارجی، دیپلماسی و نظم بین‌الملل 1
1404/12/05 1 امنیت، نظامی، اطلاعاتی، دفاع و پدافند 1
1404/12/09 2 سیاست خارجی، دیپلماسی و نظم بین‌الملل 2
1404/12/12 1 امنیت، نظامی، اطلاعاتی، دفاع و پدافند 1
1404/12/13 4 امنیت، نظامی، اطلاعاتی، دفاع و پدافند 2
1404/12/14 2 امنیت، نظامی، اطلاعاتی، دفاع و پدافند 1
1404/12/15 3 امنیت، نظامی، اطلاعاتی، دفاع و پدافند 1
1404/12/16 2 امنیت، نظامی، اطلاعاتی، دفاع و پدافند 2
1404/12/17 8 جامعه، فرهنگ، هویت، دانشگاه و سرمایه اجتماعی 3
1404/12/18 9 جامعه، فرهنگ، هویت، دانشگاه و سرمایه اجتماعی 3
1404/12/19 16 سیاست خارجی، دیپلماسی و نظم بین‌الملل 9
1404/12/20 18 سیاست خارجی، دیپلماسی و نظم بین‌الملل 6
1404/12/21 11 سیاست خارجی، دیپلماسی و نظم بین‌الملل 5
1404/12/22 17 سیاست خارجی، دیپلماسی و نظم بین‌الملل 6
1404/12/23 7 سیاست خارجی، دیپلماسی و نظم بین‌الملل 5
1404/12/24 31 امنیت، نظامی، اطلاعاتی، دفاع و پدافند 10
1404/12/25 8 امنیت، نظامی، اطلاعاتی، دفاع و پدافند 3
1404/12/26 9 سیاست خارجی، دیپلماسی و نظم بین‌الملل 4
1404/12/27 9 سیاست خارجی، دیپلماسی و نظم بین‌الملل 3
1404/12/28 9 انرژی، نفت، گاز، تنگه هرمز و امنیت انرژی 3
1404/12/29 11 انرژی، نفت، گاز، تنگه هرمز و امنیت انرژی 6
1405/01/01 21 اقتصاد، تولید، صنعت، تجارت، لجستیک و زیرساخت 6
1405/01/02 13 سیاست خارجی، دیپلماسی و نظم بین‌الملل 6
1405/01/03 18 سیاست خارجی، دیپلماسی و نظم بین‌الملل 6
1405/01/04 8 سیاست خارجی، دیپلماسی و نظم بین‌الملل 4
1405/01/05 12 سیاست خارجی، دیپلماسی و نظم بین‌الملل 5
1405/01/06 15 اقتصاد، تولید، صنعت، تجارت، لجستیک و زیرساخت 5
1405/01/07 18 سیاست خارجی، دیپلماسی و نظم بین‌الملل 7
1405/01/08 16 امنیت، نظامی، اطلاعاتی، دفاع و پدافند 6
1405/01/09 26 سیاست خارجی، دیپلماسی و نظم بین‌الملل 8
1405/01/10 10 اقتصاد، تولید، صنعت، تجارت، لجستیک و زیرساخت 4

شاخص‌های تکمیلی

برای آنکه تحلیل صرفاً به شمارش مدخل‌ها محدود نشود، چند سنجه تکمیلی نیز محاسبه شد: طول متن، نوع زبان تجویزی، حضور واژگان سناریویی، وجود داده و عدد، ساختار صریح بخش‌بندی، درجه تمرکز نهادی و کیفیت متادیتا.

نتیجه کلی این سنجه‌ها آن است که پیکره مورد بررسی از حیث زبان توصیه‌ای نسبتاً غنی است، اما از حیث ساختار صریح سند سیاستی و سناریومندی همچنان ناهمگون و نامتوازن است. در بسیاری از متون، زبان هنجاری «چه باید کرد» وجود دارد، اما این زبان الزاماً به‌معنای وجود طراحی سیاستی کامل، چندبدیلی یا مرحله‌بندی‌شده نیست.

جدول 6. شاخص‌های تکمیلی پیکره

شاخص مقدار
میانگین طول مدخل 703.9 واژه
بیشینه طول مدخل 5167 واژه
درصد مدخل‌های دارای زبان توصیه‌ای 63.6%
درصد مدخل‌های دارای واژگان سناریویی 44.9%
درصد مدخل‌های دارای داده/عدد 71.3%
درصد مدخل‌های دارای ساختار صریح بخش‌بندی 14.1%
تعداد برچسب‌های تک‌مدخلی 78
تعداد برچسب‌های چندمدخلی 42
سهم پنج تولیدکننده اول از کل پیکره 35.5%
سهم پنج خانواده اول از کل پیکره 41.9%

دلالت‌های تحلیلی

میانگین طول هر مدخل ۷۰۳.۹ واژه و میانه آن ۵۴۴ واژه است؛ بنابراین، با متونی عمدتاً کوتاه تا متوسط مواجهیم. ۶۳.۶ درصد مدخل‌ها دارای زبان توصیه‌ای‌اند؛ یعنی در آنها نوعی زبان هنجاری «چه باید کرد» وجود دارد. ۴۴.۹ درصد نیز واجد واژگان سناریویی هستند. ۷۱.۳ درصد دارای داده یا عددند. اما فقط ۱۴.۱ درصد از کل مدخل‌ها دارای ساختار صریح بخش‌بندی هستند. این یافته‌ها بسیار مهم‌اند؛ زیرا نشان می‌دهند که میدان موجود، از حیث زبان توصیه‌ای و حتی استفاده از داده، نسبتاً غنی است، اما از حیث ساختار سند سیاستی، صورت‌بندی مرحله‌بندی‌شده، و طراحی روشن گزینه‌ها، همچنان ضعیف و ناهمگون باقی مانده است. به بیان دقیق‌تر، مشکل اصلی این نیست که اندیشکده‌ها فقط توصیف کرده‌اند؛ بلکه آن است که توصیه هنجاری در بخش بزرگی از موارد، به یک بسته سیاستی کامل، شفاف و قابل‌اجرا ارتقا نیافته است.

از مجموع این یافته‌ها، چند دلالت تحلیلی روشن به‌دست می‌آید. نخست آنکه میدان اندیشکده‌ای ایران در جنگ اخیر، از حیث کمّی فعال بوده و ظرفیت واکنش سریع داشته است. دوم آنکه این واکنش‌ها در سطح نهادی، به‌دلیل غلبه برچسب‌های تک‌مدخلی، به انباشت منسجم و پایدار منجر نشده‌اند. سوم آنکه ساختار موضوعی میدان، به‌شدت به سمت سیاست خارجی، امنیت، انرژی و اقتصاد گرایش یافته و حوزه‌هایی چون حقوقی‌سازی منازعه، حکمرانی داخلی، فناوری و سایبر، علی‌رغم اهمیت بنیادین‌شان، در حاشیه مانده‌اند. چهارم آنکه زبان توصیه‌ای در میدان حاضر است، اما معماری سند سیاستی، به‌معنای دقیق کلمه، در بسیاری از موارد غایب است. پنجم آنکه حتی در سطح متادیتا، وجود دو رکورد خالی، پنج تاریخ نامعتبر و یک مورد تکرار دقیق نشان می‌دهد که مسئله فقط محتوایی نیست؛ بلکه نظام آرشیوسازی، استانداردسازی و مستندسازی نیز خود بخشی از مسئله است.

بر این اساس، اکنون می‌توان گزاره محوری یادداشت را دقیق‌تر صورت‌بندی کرد. مسئله اصلی زیست‌بوم اندیشکده‌ای ایران در جنگ اخیر، «نبود خروجی» نیست؛ بلکه «نبود معماری خروجی» است. با میدانی مواجهیم که در آن تولید محتوا، واکنش سریع، تشخیص نسبی مسئله و حتی زبان توصیه‌ای وجود دارد؛ اما این عناصر به‌ندرت در قالبی منسجم، تجمیع‌شده، چندبدیلی، زمان‌مند و مسئول‌محور سازمان می‌یابند. در نتیجه، آنچه تولید می‌شود، اگرچه از حیث انبوهی و تنوع قابل‌توجه است، اما از حیث تبدیل‌شدن به ظرفیت تصمیم، هنوز ناکافی است. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که باید میان «تولید تحلیل» و «تولید توان تصمیم» تفکیک گذاشت. مادام که این تفکیک به رسمیت شناخته نشود، زیست‌بوم اندیشکده‌ای ممکن است کثرت را با بلوغ، و تکثر را با کارآمدی اشتباه بگیرد.

دلالت سیاستی این وضعیت روشن است. نخست، هر اندیشکده مسئله‌محور باید برای شرایط بحران، قالب ازپیش‌طراحی‌شده خروجی داشته باشد؛ قالبی که دست‌کم میان یادداشت سریع، برگه سناریو، بسته توصیه کوتاه‌مدت، و گزارش جمع‌بندی پسابحران تفکیک بگذارد. دوم، زیست‌بوم اندیشکده‌ای نیازمند سازوکار تجمیع و تقطیر است؛ به‌نحوی که خروجی‌های پراکنده در انتهای هر چرخه بحران، به چند محور سیاستی روشن برای سطوح مختلف تصمیم تبدیل شوند. سوم، نظام ارزیابی عملکرد اندیشکده‌ها باید از شمار خروجی‌ها فراتر رود و شاخص‌هایی چون سناریومندی، انسجام درونی، قابلیت اجرا، پیوند با مسئله واقعی تصمیم، و کیفیت مستندسازی را نیز در بر گیرد. چهارم، لازم است حوزه‌های کم‌فروغ اما راهبردی ـ به‌ویژه حکمرانی داخلی، فناوری و سایبر، و حقوق بین‌الملل ـ به مرکز ثقل بیشتری در دستور کار اندیشکده‌ها تبدیل شوند. پنجم، آرشیوسازی و استانداردسازی متادیتا باید به‌مثابه بخشی از حکمرانی دانش تلقی شود، نه صرفاً امر اداری حاشیه‌ای.

جمع‌بندی نهایی آن است که جنگ اخیر برای زیست‌بوم اندیشکده‌ای ایران، بیش از هر چیز یک آزمون ظرفیت است. این آزمون تا به اینجا نشان داده است که میدان اندیشکده‌ای می‌تواند وارد صحنه شود، واکنش نشان دهد، تولید کند و در موضوعات متعدد پراکنده شود؛ اما هنوز در تبدیل این واکنش‌ها به عقل عملی جمعی، انباشتی و راهبردی، در سطح مطلوب قرار ندارد. بنابراین، ضعف اصلی نه در اصل تولید، بلکه در سازمان‌دهی تولید است؛ نه در نبود گفتار، بلکه در فقدان سازوکار تبدیل گفتار به دستورکار؛ و نه در سکوت کامل، بلکه در ناتوانی از تبدیل تکثر به تجمیع راهبردی. از این منظر، مسئله اصلی این میدان را باید نه «فقدان اندیشه»، بلکه «فقدان معماری اندیشه عملیاتی» دانست.

2 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • در گزارش ارزیابی اندیشکده ها در جنگ دو نقص دارید. بعضی اندیشکده ها مثل اندیشکده اقتصاد مقاومتی و رسانه مسیر اقتصاد که وابسته به این اندیشکده هست با این همه تولیدات چطور نیستن در جدول؟ این یک نقص که نشون میده ارزیابیتون ناقصه. نقص دوم هم شاخصهاتونه، مثلا یادداشتهای کوتاه رو به عنوان خروجی در نظر گرفتین ولی گزارشهای سیاستی که چند ده برابر زمان میگیره رو یک وزن گرفتید.

    • سلام علیکم
      وقت بخیر و تشکر بابت دقت نظر
      اولا نقد شما بطور کلی هم وارد هست هم برای اندیشکده‌های دیگری نیز امکان پذیر است که در سبد ما نبوده باشند چون در گزارش هم اشاره کردیم با توجه به ذوقی بودن انتخاب عنوان اندیشکده برای مجموعه های مختلف، چنین چیزی ممکن است پیش آید چون درگاه مشخصی برای جمع آوری همه خروجی ها وجود ندارد. البته در مورد اندیشکده اقتصاد مقاومتی چون هم قدیمی هم اندیشکده مطرحی است چنین نبوده.
      ثانیاً ا این گزارش صرفاً مربوط به بازه زمانی محدودی است (تا ۱۰ فروردین ۱۴۰۵) و خروجی های بعد از آن وارد نشده اند
      ثالثاً بصورت اختصاصی سایت اندیشکده اقتصاد مقاومتی مورد بررسی قرار گرفت و تولیدات مرتبط با جنگ در همان تاریخ جمع آوری شد که ۴ مورد بود و در گزارش ما نیز وارد شد
      رابعاً در رابطه با شاخص های ارزیابی اصلا حجم گزارش معیار درستی برای ارزیابی اسناد سیاستی نیست و در تحلیل نیز مدنظر قرار نگرفت و صرفاً به جهت گزارش آماری نیز در گزارش ما اعلام شد. چه بسا گزارش هایی با حجم کمتر بسیار ساختاریافته و دقیقتر باشند که در گزارش های مطول اصلا چنین نباشد.

دیدگاهتان را بنویسید

آخرین اطلاعیه ها
لطفا برای نمایش اطلاعیه ها وارد شوید