برآورد آینده جنگ تحمیلی سوم بعد از مذاکرات
دانلود فایل PDF
1- بیان مسئله؛
در مقطع پس از سکوت صحنه نبرد نظامی، صرفا احراز تداوم یا عدم تداوم آتشبس مهم نیست و بایستی به سمت تشخیص مسیر محتمل تحولات در مرحله پس از سکوت میدان و برآورد دلالتهای هر مسیر برای تصمیمگیری حرکت کرد. آتشبس دو هفتهای، بهلحاظ ماهوی، بیش از آنکه بیانگر خاتمه بحران باشد، یک وقفه عملیاتی و سیاسی برای بازآرایی ظرفیتها، بازتنظیم اهرمها، آزمون اراده بازیگران و سنجش امکان عبور از وضعیت جنگی به شرایطی موقت، شکننده و قابل مدیریت است. در چنین وضعیتی، اتکا به یک تصویر خطی از آینده، مبنای مناسبی برای سیاستگذاری نیست؛ زیرا متغیرهای تعیینکنندهای مانند سرنوشت جبهه لبنان، نحوه مدیریت تردد و کنترل در هرمز، کیفیت و دوام مذاکرات، سطح فشارهای اقتصادی و نیز احتمال گذار به اشکال سختتر مداخله، میتوانند هر یک مسیر تحولات را بهطور معنادار تغییر دهند. از اینرو، تبدیل وضعیت پیشرو به مجموعهای از سناریوهای متمایز، مقایسهپذیر و رتبهبندیشده از حیث احتمال، اقدامی ضروری برای مدیریت میدان کنونی و آمادگی برای تهدیدات آینده است. به این منظور، گزارشها و یادداشتهای سیاستی 32 اندیشکده و رسانه مهم و تاثیرگذار بینالمللی که بر آتشبس 2 هفتهای بین ایران و آمریکا تمرکز داشتند، تحلیل شده است..
2- گزارههای پرتکرار؛
در این بخش، گزارههای آیندهنگر پرتکرار را استخراج و خوشهبندی کردهایم. منظور از گزاره آیندهنگر در اینجا، هر ادعای صریح یا ضمنی درباره رویدادهای محتمل، تصمیمهای پیشرو، یا پیامدهای قابل انتظار در افق دو هفتهای و افق بلافاصله پس از آن است.
گزاره اول: آتشبس به احتمال زیاد نیازمند تمدید سیاسی-فنی است و تنش میتواند بازگردد.
در چندین تحلیل، تاکید شده که موضوعات اصلی در چند هفته حلوفصل نمیشود و حتی اگر آتشبس، بحران فوری را آرام کند، امکان بازگشت تنش از مسیر تهدیدهای جدید، فشار بر تنگه هرمز یا ضرورت تمدید چارچوب گفتوگو وجود دارد. این گزاره در مجموعه بررسیشده حداقل در ۷ منبع مستقل تکرار شده است.
گزاره دوم: جبهه لبنان، ماشه میدانی شکست آتشبس است.
چند منبع، صراحتا استثنا شدن لبنان از آتشبس را آسیبپذیری راهبردی ترتیبات موجود دانستهاند. از منظر سناریویی، لبنان نقش متغیر برونمیدانی کنترلناپذیر را دارد که استمرار حملات به آ« میتواند پاسخ متقابل، تشدید درگیری منطقهای و در نهایت فروپاشی روند مذاکره را رقم بزند. این گزاره حداقل در ۶ منبع مستقل تکرار شده است.
گزاره سوم: تنگه هرمز از ابزار تاکتیکی به دارایی راهبردی ایران تبدیل شده و مناقشه بر سر مدل کنترل آن ادامه مییابد.
چند تحلیل به این سمت رفتهاند که کنترل یا تنظیم تردد در تنگه هرمز به موضوع مرکزی مذاکرات بدل میشود و حتی در صورت بازگشایی، خطر استمرار کنترل گزینشی، بازرسی، تاخیر یا اخذ عوارض باقی است. از منظر سیاستی، این گزاره هم پیامد اقتصادی و هم پیامد حیثیتی برای طرفین دارد و هم امکان ایجاد ائتلافهای ضد ایران را بیشتر میکند. این گزاره در مجموعه گزارشهای بررسیشده حداقل در ۸ منبع مستقل تکرار شده است.
گزاره چهارم: امکان تمایل به عملیات زمینی محدود برای اشغال نقاط کلیدی (بهویژه خارک) مطرح است.
چند منبع به تجمیع نیروهای زمینی، ظرفیت تصرف و نگهداشت زمین و گمانههایی درباره خارک یا جزایر نزدیک به هرمز اشاره کردهاند. در برخی تحلیلها، این گزینه بهعنوان راهی برای تحمیل بازگشایی هرمز یا ایجاد اهرم جدید معرفی میشود، اما همان منابع روی هزینههای بسیار بالا، خطرات واکنش متقابل، دشواری پشتیبانی و پیامدهای اقتصادی و حقوقی آن تاکید دارند. این خوشه سناریویی، حداقل در ۷ منبع مستقل تکرار شده است.
گزاره پنجم: پیامدهای اقتصادی-غذایی جنگ از آستانه منطقهای عبور کرده و میتواند چندساله شود.
چند تحلیل، جنگ را محرک شوک عرضه انرژی، تورم جهانی، افزایش هزینههای استقراض و حتی بحران بدهی برای کشورهای فقیرتر دانستهاند. در کنار آن، اختلال در جریان کود و نهادههای کشاورزی از مسیر تنگه هرمز نیز بهعنوان علت اصلی برای تهدید امنیت غذایی برجسته شده است. برخی منابع همچنین بازسازی زیرساختهای انرژی را فرآیندی چندساله ارزیابی کردهاند. این گزاره حداقل در ۷ منبع مستقل تکرار شده است.
گزاره ششم: توافق بر سر محور مقاومت اگر تبدیل به موضوع مذاکره شود، اجرای آن پیچیده و مستعد نقض میشود.
در یک خط تحلیلی مهم، حتی در صورت گنجاندن بندهای مرتبط با محور مقاومت در توافق، اجرای واقعی آن نیازمند جزئیات گسترده، همکاری چندجانبه و سازوکارهای راستیآزمایی پیچیده است و بهطور همزمان، احتمال نقض نیز بالا ارزیابی شده است. این گزاره در مجموعه گزارشهای بررسیشده، دستکم در ۴ منبع مستقل بازتاب یافته است.
گزاره هفتم: فشار سیاست داخلی آمریکا بر تصمیمهای جنگ و آتشبس محسوس است.
چند منبع، از افزایش حساسیت افکار عمومی به هزینههای جنگ، قیمت سوخت، تلفات، خطر اعزام نیروی زمینی و نگرانی از گسترش جنگ سخن گفتهاند و برخی تحلیلها نیز آتشبس را در پیوند با نیاز به خروج یا تلاش برای اعلام پیروزی آمریکا ارزیابی کردهاند. این گزاره حداقل در ۵ منبع مستقل تکرار شده است.
گزاره هشتم: شکاف ائتلافی و فرسایش اعتبار تعهدات امنیتی آمریکا در منطقه، پیامد ثانویه اما تعیینکننده است.
در برخی تحلیلها، جنگ و تهدیدها علیه زیرساختهای غیرنظامی بهمثابه چالش برای نظم حقوقی و نیز فرسایش اعتماد متحدان (به خصص ناتو در اروپا) توصیف شده است. همین روند میتواند هم بر رفتار بازیگران ثالث اثر بگذارد و هم بر توان آمریکا در ساخت ائتلافهای پایدار برای مدیریت پساجنگ مؤثر باشد..
3- تحلیل سناریوها؛
جدول زیر با این منطق تنظیم شده است تا مسیرهای اصلی پیشروی جنگ در بازه پس از «سکوت صحنه نبرد نظامی» را بهصورت فشرده، منظم و تصمیمیار نشان دهد و امکان تشخیص سناریوی غالب، سناریوهای جایگزین، سطح ریسک هر مسیر و مبنای لازم برای پایش علائم هشدار زودهنگام را در اختیار تصمیمگیر قرار دهد.
سناریو |
تعداد گزارههای پشتیبان |
سهم وزنی |
بازه احتمال (برآورد) |
S1: آتشبس شکننده + اصطکاک لبنان + منازعه هرمز |
11 |
35.5% |
33% تا 40% |
S2: تثبیت نسبی + بسته توافق موقت |
10 |
27.1% |
22% تا 31% |
S3: فروپاشی آتشبس + تصاعد سریع درگیری |
10 |
29.3% |
25% تا 35% |
S4: عملیات زمینی محدود محور هرمز/خارک |
4 |
8.1% |
5% تا 12% |
با توجه به دادههای موجود، باید آتشبس دو هفتهای را بهعنوان یک وقفه عملیاتی برای بازآرایی اهرمها و تعیین چارچوب پایان بحران تحلیل کرد.
محتملترین مسیر، تداوم آتشبس بهصورت شکننده، یعنی توقف نسبی در جبهه ایران، همراه با فعال ماندن اصطکاک در لبنان و استمرار منازعه سیاسی-اقتصادی بر سر تنگه هرمز است. در این مسیر، بازگشایی هرمز لزوما به معنای بازگشت کامل به وضعیت پیشاجنگ نیست بلکه شواهد حاکی از آن است که عبور میتواند بهصورت هماهنگشده، گزینشی و حتی عوارضمحور ادامه یابد. پیامد سیاستی این سناریو آن است که بحران، بهجای خاتمه، در قالبی کمهزینهتر از جنگ تمامعیار اما مستعد لغزش، تمدید میشود و فشارهای اقتصادی، بیمهای و کشتیرانی میتواند طی ۳۰ تا ۹۰ روز آینده پایدار بماند. در این چارچوب، اولویت ایران باید مدیریت ریسک حمله نظامی اسرائیل به لبنان و مخاطرات تنگه هرمز و جلوگیری از تبدیل رخدادهای محدود به چرخه تصاعد باشد تا سایه جنگ بر سر کشور و جبهه مقاومت قابل تحملتر باشد.
در رتبه بعدی، دو مسیر با فاصله نزدیک قرار دارند که شامل نخست، سناریوی فروپاشی آتشبس و بازگشت سریع به بالا گرفتن درگیری نظامی؛ دوم، سناریوی تثبیت نسبی آتشبس و شکلگیری بسته توافق موقت است. سناریوی فروپاشی زمانی محتملتر میشود که اولا اسرائیل عملیات در لبنان را تشدید و آتشبس را عملا بیاثر کند، ثانیا مذاکرات به دلیل مطالبات حداکثری یا فقدان امکان روایت پیروزی برای طرفین از هم بپاشد، ثالثا در تنگه هرمز رخدادهایی مانند حمله به کشتیرانی یا زیرساخت و تلافی متقابل رخ دهد. در چنین حالتی، بازگشت به ضربات گستردهتر و حتی حملات زیرساختی در منطقه محتمل میشود و هزینههای اقتصادی و امنیتی در بازه ۱۵ تا ۹۰ روز میتواند جهشی شود. در مقابل، سناریوی تثبیت نسبی زمانی قابل اتکا است که در همین دو هفته، حداقلی از راستیآزمایی در سه حوزه «عبور قابل اتکا از هرمز»، «بسته محدود تسکین اقتصادی» و «چارچوب گفتوگو برای مدیریت اختلافات هستهای و امنیتی» شکل گیرد. این مسیر، حتی اگر صلح پایدار نسازد، میتواند یک وضعیت قابلکنترل ایجاد کند و فرصت برنامهریزی میانمدت فراهم آورد.
سناریوی چهارم، یعنی حرکت آمریکا به سمت عملیات زمینی محدود با محوریت تنگه هرمز (بهویژه خارک)، کماحتمالتر است اما از منظر شدت اثر باید در سطح کماحتمال اما پرخطر مدیریت شود. برخی تحلیلها از امکان تمرکز عملیاتی بر خارک یا جزایر نزدیک هرمز بهعنوان اهرم فشار سخن گفتهاند. تحقق این سناریو مستلزم عبور طرف مقابل از آستانههای سیاسی و عملیاتی جدی است و به احتمال زیاد، اگر رخ دهد، به یک مأموریت کوتاهمدت ختم نمیشود و نیازمند تداوم حضور و درگیریهای تلافیجویانه خواهد بود.
4- راهکارهای عملیاتی؛
برای سیاستگذاری مناسب طبق سناریوهای بیان شده، راهکارها در سه دسته «اقدامات بیپشیمانی»، «اقدامات خوششرط» و «اقدامات مشروط» بیان میشود.
- اقدامات بیپشیمانی عبارتاند از «رصد دقیق شاخصهای هشدار زودهنگام»، «تعریف سطحبندی دقیق بازگشایی هرمز» (عبور آزاد، عبور کنترلشده، عبور گزینشی، عبور عوارضمحور)، «اعلام خطوط قرمز اجرایی» و «تثبیت کانالهای مدیریت بحران برای جلوگیری از سوءبرداشت تاکتیکی».
- اقدامات خوششرط عبارتاند از «تمرکز بر مهار متغیر لبنان بهعنوان مهمترین شکنندگی آتشبس»
- اقدامات مشروط نیز شامل برنامهریزی عملیاتی و دیپلماتیک برای مواجهه با احتمال عملیات زمینی محدود و نیز سناریوی جنگ پس از جنگ است.
جمعبندی اجرایی آن است که راهبرد صحیح، تقویت ظرفیت عبور از سناریوی اول به سناریوی دوم و همزمان بستن مسیرهای لغزش به سمت سناریوی سوم، در حالی است که سناریوی چهارم بهعنوان ریسک پراثر در طراحیهای پدافندی و بازدارنده پیشاپیش دیده شود..
5- منابع (لیست اندیشکدهها، رسانهها، مراکز و موسساتی که گزارش حاضر بر اساس محصولات آنها تنظیم شده است)
- بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی — https://carnegieendowment.org
- مرکز پژوهشی پیو — https://www.pewresearch.org
- مؤسسه خاورمیانه — https://mei.edu
- مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک — https://www.washingtoninstitute.org
- شورای روابط خارجی — https://www.cfr.org
- مؤسسه بینالمللی مطالعات ایرانی رصانه — https://rasanah-iiis.org
- شورای اروپایی روابط خارجی — https://ecfr.eu
- روسیه در امور جهانی — https://globalaffairs.ru
- مؤسسه بروکینگز — https://www.brookings.edu
- گاردین — https://www.theguardian.com
- فارن پالیسی — https://foreignpolicy.com
- مرکز امنیت نوین آمریکایی — https://www.cnas.org
- گروه بینالمللی بحران — https://www.crisisgroup.org
- مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی — https://www.csis.org
- ریسپانسبل استیتکرافت — https://responsiblestatecraft.org
- مرکز توسعه جهانی — https://www.cgdev.org
- مؤسسه هادسون — https://www.hudson.org
- مرکز پژوهشهای اقتصادی و سیاستی — https://cepr.net
- چتم هاوس — https://www.chathamhouse.org
- مرکز پیشرفت آمریکا — https://www.americanprogress.org
- بروگل — https://www.bruegel.org
- بنیاد کنراد آدناور — https://www.kas.de
- بنیاد پژوهش ناظر — https://www.orfonline.org
- هورموز لجر — https://www.hormuzledger.com
- مؤسسه کوئینسی برای حکمرانی مسئولانه — https://quincyinst.org
- مؤسسه مطالعات جنگ — https://understandingwar.org
- مرکز عرب واشنگتن دی سی — https://arabcenterdc.org
- فارن افرز — https://www.foreignaffairs.com
- آتلانتیک — https://www.theatlantic.com
- فایننشال تایمز — https://www.ft.com
- پراجکت سیندیکیت — https://www.project-syndicate.org
- بنیاد دفاع از دموکراسی ها — https://www.fdd.org