چکیده
حاکمیت مسالهمحور: چارچوبی جدید برای تحلیل سیاست، رویکردی نوآورانه در مدیریت عمومی است که برای مواجهه با چالشهای اجتماعی پیچیده از طریق استراتژیهای منعطف، مشارکتی، و مبتنی بر شواهد طراحی شده است. این چارچوب که از نقدهای وارد بر مدلهای سنتی حاکمیتی با ساختارهای سلسلهمراتبی و تصمیمگیری از بالا به پایین نشأت گرفته، به دنبال افزایش پاسخگویی و مسئولیتپذیری در اجرای سیاستها از طریق تعامل فعال با ذینفعان متنوع و تأکید بر بهبود بازتابی است [1][2]. این چارچوب به دلیل تمرکز بر ادغام ارزشهایی مانند عدالت اجتماعی و برابری برجسته است و هدف آن ایجاد نظامهایی است که نهتنها مشکلات فوری را حل کنند، بلکه راهحلهای پایداری را در رویههای حاکمیتی ترویج دهند.
این چارچوب بر چندین اصل کلیدی استوار است، از جمله همکاری، تصمیمگیری مبتنی بر داده، و ارتباط شفاف. این اصول سازمانها را قادر میسازند تا به نیازهای اجتماعی بهتر پاسخ دهند و محیطی از بهبود مستمر و سازگاری را تقویت کنند [3][4]. این رویکرد از گفتوگوهای تاریخی، بهویژه کنفرانسهای مینوبرگ، بهره میبرد که بر حاکمیت مشارکتی تأکید داشتند و زمینه را برای تکامل استراتژیهای حاکمیتی یکپارچهای فراهم کردند که چالشهای جهانی مانند جهانیسازی و پیشرفتهای فناوری را مورد توجه قرار میدهند [5]. حاکمیت مسالهمحور با استفاده از پژوهشهای کیفی، از جمله مطالعات موردی، اهمیت زمینه را در شکلدهی پاسخهای سیاستی مؤثر نشان میدهد [6].
با وجود پتانسیلهایش، حاکمیت مسالهمحور با چالشها و نقدهای قابلتوجهی مواجه است. منتقدان استدلال میکنند که اجرای آن در دولتهای با ظرفیت پایین ممکن است به دلیل نظریههای تغییر بیشازحد سادهسازیشده که زمینههای محلی را در نظر نمیگیرند، مختل شود [2]. همچنین، تردیدهایی درباره فرض رابطه مستقیم بین افزایش شفافیت و بهبود نتایج حاکمیتی وجود دارد، زیرا این دیدگاه ممکن است واقعیتهای پیچیده پویاییهای حاکمیتی را نادیده بگیرد [2]. علاوه بر این، مقاومت ذینفعان و خطر انزوای ابتکارات حاکمیتی از مسائل سیستمی گستردهتر، نگرانیهایی هستند که مجریان باید برای تحقق کامل پتانسیل این چارچوب آنها را مدیریت کنند [7].
با ادامه تکامل مدیریت عمومی، حاکمیت مسالهمحور بهعنوان چارچوبی حیاتی برجسته است که تفکر نوآورانه و استراتژیهای سازگار را تشویق میکند. آینده این رویکرد در توانایی آن برای بهرهگیری از روششناسیها و فناوریهای نوظهور بهمنظور مواجهه بهتر با چالشهای پیچیده جامعه معاصر نهفته است و چشماندازی پاسخگوتر و مؤثرتر برای حاکمیت فراهم میآورد [8][9].
پیشزمینه
تکامل مدلهای حاکمیتی
مدلهای سنتی حاکمیتی
مدل سنتی حاکمیتی، که اغلب با ساختارهای سلسلهمراتبی و تصمیمگیری از بالا به پایین مشخص میشود، به دلیل ناتوانی در مواجهه مؤثر با مسائل اجتماعی پیچیده مورد انتقاد قرار گرفته است. تأکید بر زنجیره فرماندهی سلسلهمراتبی اغلب به بیتحرکی بوروکراتیک و پاسخگویی ناکافی به نیازهای شهروندان منجر میشود [1].
کنفرانسهای مینوبرگ
کنفرانسهای مینوبرگ نقش محوری در بازنگری اهداف و روششناسیهای مدیریت عمومی ایفا کردند. کنفرانس نخست در سال ۱۹۶۸ پارادایمهای مرسوم را با ترویج رویکردی انسانیتر و مشارکتیتر به حاکمیت به چالش کشید. پژوهشگران بر اهمیت برابری اجتماعی، مشارکت شهروندان، و پاسخگویی سازمانی تأکید کردند [5]. کنفرانسهای بعدی، بهویژه در سالهای ۱۹۸۸ و ۲۰۰۸، این مضامین را گسترش دادند و چالشهای جهانی نوظهور مانند جهانیسازی و پیشرفتهای فناوری را مورد توجه قرار دادند، در حالی که ارزشهای دموکراتیک اصلی را تأیید کردند [5].
ظهور حاکمیت یکپارچه
با آشکار شدن پیچیدگیهای حاکمیت، نیاز به رویکردهای حاکمیتی یکپارچه که دیدگاههای ذینفعان متنوع را در نظر میگیرند و همکاری را تقویت میکنند، بهطور فزایندهای مورد توجه قرار گرفت. این تغییر با گفتوگوهای رو به رشد میان متخصصان حاکمیت تسهیل شد که شروع به کاوش در استراتژیهای مدیریت سازگار و گنجاندن ارزشهایی مانند عدالت اجتماعی و برابری در رویههای مدیریت عمومی کردند [2][5].
پژوهشهای زمینهای و مطالعات موردی
پژوهشهای کیفی، از جمله مطالعات موردی و متا-تحلیلها، عوامل زمینهای مؤثر بر اثربخشی حاکمیت را روشن کردهاند. برای مثال، مطالعات تأثیر روابط دولت-جامعه مبتنی بر بیاعتمادی را بر نتایج حاکمیتی در محیطهای پس از مناقشه نشان دادهاند و بر ضرورت شفافیت و مشارکت مدنی در بهبود ارائه خدمات تأکید کردهاند [2]. این بینشها توسعه حاکمیت مسالهمحور را پیش بردهاند که بر شناسایی و مواجهه با چالشهای اجتماعی خاص از طریق چارچوبهای سیاستی منعطف و پاسخگو تمرکز دارد [6].
اصول بنیادین
چارچوب مفهومی برای حاکمیت مسالهمحور
حاکمیت مسالهمحور در چارچوبی مفهومی ریشه دارد که قابلیتهای بنیادین ضروری برای حاکمیت مؤثر را تبیین میکند. این چارچوب شامل قابلیتهای متعددی است، از جمله بهبود بازتابی، که بر یادگیری مستمر و سازگاری برای بهبود نتایج حاکمیتی تأکید دارد [10][3]. این چارچوب بهعنوان ابزاری اساسی برای پیشبرد پژوهشهای تجربی و اطلاعرسانی به اصلاحات بخش عمومی عمل میکند و محیطی پاسخگوتر برای حاکمیت را تقویت مینماید [10].
قابلیتهای کلیدی
قابلیتهای اصلی شناساییشده بهعنوان پیشنیازهای حاکمیت مسالهمحور شامل بهبود بازتابی، همکاری، و تصمیمگیری مبتنی بر داده هستند [3][4]. این قابلیتها بهطور جمعی سازمانها را قادر میسازند تا با رویکردی ساختاریافته که دیدگاههای ذینفعان متنوع و شواهد تجربی را ادغام میکند، مسائل اجتماعی پیچیده را مدیریت کنند.
قابلیت بهبود بازتابی
قابلیت بهبود بازتابی به ساختارهای حاکمیتی امکان میدهد از طریق ارزیابی و سازگاری مداوم تکامل یابند. این شامل سنجش اثربخشی از طریق ترکیبی از معیارهای کمی (مانند زمان پاسخ سیستم) و ارزیابیهای کیفی (مانند رضایت کاربران) است تا اطمینان حاصل شود که رویههای حاکمیتی مرتبط و مؤثر باقی میمانند [11][12].
همکاری و تعامل ذینفعان
همکاری بهعنوان اصلی محوری در حاکمیت مسالهمحور برجسته است و ذینفعان بینبخشی را تشویق میکند تا در محیطی بیطرف برای مواجهه با چالشهای مشترک با یکدیگر همکاری کنند [4]. تعامل مؤثر ذینفعان از طریق ابزارها و تکنیکهایی مانند پلتفرمهای دیجیتال برای نظرسنجیها، وبینارها، و تعاملات رسانههای اجتماعی تسهیل میشود که ارتباط را بهبود میبخشد و حل مسئله جمعی را تقویت میکند [13].
توازن میان نتایج کوتاهمدت و بلندمدت
یکی از چالشهای مهم در حاکمیت، ایجاد توازن بین دستاوردهای کوتاهمدت و پایداری بلندمدت است. این تمرکز دوگانه نیازمند سیستمی با امتیازدهی وزنی است که نتایج فوری و تأثیرات پایدار را در نظر میگیرد و ذینفعان را در تعادلهای مرتبط با تصمیمگیری هدایت میکند [11][12]. چنین رویکردی با نشان دادن تعهد به بهبودهای فوری و نتایج سیاستی پایدار، اعتماد عمومی را تقویت میکند [12].
شفافیت و ارتباط
ارتباط شفاف معیارهای موفقیت و نتایج برای حفظ همراستایی میان ذینفعان ضروری است. ابزارهای مدیریت بصری میتوانند اطلاعات پیچیده را در قالبهای قابلدسترسی منتقل کنند و اطمینان دهند که همه طرفها آگاه هستند و میتوانند بهسرعت به مسائل نوظهور پاسخ دهند [11][14]. این شفافیت نهتنها مسئولیتپذیری را افزایش میدهد، بلکه اثربخشی کلی ابتکارات حاکمیتی را با همراستا کردن آنها با انتظارات ذینفعان تقویت میکند.
اجزای چارچوب
مروری بر چارچوب حاکمیتی
چارچوب حاکمیتی بهعنوان ساختاری بنیادین عمل میکند که مدیریت مؤثر سازمان را تسهیل میکند و انطباق با فرآیندهای مربوطه را تضمین مینماید [15]. این چارچوب شامل مجموعهای از ابزارها، سیاستها، رویهها، و سیستمهایی است که برای پشتیبانی از فعالیتهای حاکمیتی، بهویژه در زمینههای مسالهمحور، طراحی شدهاند [16]. برای سازمانها حیاتی است که چارچوب حاکمیتی قویای ایجاد کنند که بتواند با نیازهای پویای عملیات آنها سازگار شود و در عین حال مسئولیتپذیری و شفافیت را حفظ کند.
چارچوبهای حاکمیت کاربردی
در زمینه گستردهتر حاکمیت، چارچوبهای حاکمیت کاربردی نقش مهمی در تعریف سیاستها و کنترلهای مرتبط با نرمافزار ایفا میکنند. این چارچوبها، از جمله مدلهای شناختهشدهای مانند COBIT (اهداف کنترلی برای اطلاعات و فناوری مرتبط)، به سازمانها کمک میکنند تا مدیریت مؤثر سیستمهای اطلاعاتی را تضمین کنند [17]. برای مثال، COBIT مدلی مبتنی بر فرآیند ارائه میدهد که حاکمیت فناوری اطلاعات را به چهار مرحله چرخه حیات تقسیم میکند: برنامهریزی و سازماندهی، ارائه و پشتیبانی، اکتساب و پیادهسازی، و نظارت و ارزیابی [17].
عناصر پلیسداری مسالهمحور
در حوزه حاکمیت مسالهمحور، اصول استخراجشده از پلیسداری مسالهمحور میتوانند در چارچوب حاکمیتی ادغام شوند تا اثربخشی آن را افزایش دهند. عناصر کلیدی پلیسداری مسالهمحور بر اهمیت درک مسائل زیربنایی تأثیرگذار بر جوامع تأکید دارند، بهجای صرفاً مواجهه با حوادث سطحی [18]. این شامل تحلیل سیستماتیک مشکلات، در نظر گرفتن ذینفعان مختلف درگیر، و توسعه استراتژیهای جامع برای مواجهه با علل ریشهای بهجای صرفاً علائم است [18].
تعریف و تحلیل مسئله
حل مسئله مؤثر در چارچوب حاکمیتی نیازمند تعریف و تحلیل جامع مسائل موجود است. این شامل تمایز بین مشکلات حاکمیتی – مرتبط با اثربخشی فرآیندها – و مشکلات تصمیمگیری، که بر محتوای بحثهای هیئتمدیره تمرکز دارند، میشود [19]. با استفاده از ابزارهای تحلیلی مختلف، مانند نمودار استخوان ماهی، سازمانها میتوانند علل بالقوه مسائل را شناسایی کرده و بیانیههای مشکلی قابلاجرا تدوین کنند که فرآیند تصمیمگیری را هدایت میکنند [20].
فرآیندهای تصمیمگیری
چارچوب حاکمیتی همچنین باید فرآیندهای تصمیمگیری ساختاریافتهای را در بر گیرد که تفکر مشارکتی و راهحلمحور را در اولویت قرار میدهند. این رویکرد در مقابل تفکر سنتی «داخل جعبه» قرار میگیرد و ذینفعان را تشویق میکند تا طیف وسیعی از پاسخهای ممکن به مشکلات شناساییشده را کاوش کنند [19]. تأکید بر رویکردی پیشفعال در حل مسئله، سازمانها را قادر میسازد تا قبل از تشدید مسائل به آنها رسیدگی کنند و محیطی از بهبود مستمر و مسئولیتپذیری را تقویت نماید.
کاربردها
حاکمیت کاربردی
حاکمیت کاربردی نقش مهمی در زیرساخت سازمانهای مدرن، بهویژه در حین تحول دیجیتال، ایفا میکند. با گسترش شرکتها، محیطهای نرمافزاری آنها اغلب پیچیده و برای تیمهای فناوری اطلاعات چالشبرانگیز میشوند. مسائلی مانند پذیرش نادرست نرمافزار، مدیریت ناصحیح استفاده، و مشکلات اشتراک میتوانند بازده سرمایهگذاری دیجیتال را مختل کرده و به اهداف کسبوکار نرسیده منجر شوند [17]. بنابراین، حاکمیت کاربردی مؤثر برای نظارت بر نحوه نگهداری و استفاده از برنامهها در طول چرخه حیات آنها ضروری است.
بهترین شیوهها برای حاکمیت کاربردی
برای تسهیل حاکمیت کاربردی مؤثر، چندین چارچوب بهترین شیوههایی را ارائه میدهند که سازمانها میتوانند اتخاذ کنند. بهویژه، COBIT و ITIL راهنماییهای جامعی برای همراستایی اهداف فناوری اطلاعات با اهداف کسبوکار ارائه میدهند [17]. چارچوب ITIL، بهویژه، از دهه ۱۹۸۰ تکامل یافته و در نسخه کنونی خود، ITIL 4، بر اهمیت حاکمیت بهعنوان مؤلفهای حیاتی از ارزش خدمات تأکید دارد [17]. علاوه بر این، TOGAF ساختارهای حاکمیتی را تعریف میکند که توسعه، استقرار، و استفاده از برنامهها را مدیریت میکنند و به تعیین مسئولیتها، جریانهای کاری تأیید، و سیاستهای انطباق کمک میکند [17].
انواع حاکمیت کاربردی
انواع مختلفی از حاکمیت کاربردی وجود دارد که هر یک بر جنبههای خاصی از مدیریت برنامهها تمرکز دارند. یکی از انواع کلیدی، حاکمیت توسعه است که شامل هدایت نحوه استفاده از برنامههای نرمافزاری در سازمان است. پلتفرمهای پذیرش دیجیتال، مانند Whatfix، میتوانند این فرآیند را با ایجاد راهنماهای درونبرنامهای و یادآورها بهبود بخشند، استفاده از نرمافزار را بهینه کرده و بهرهوری کارکنان را افزایش دهند [17]. با بهرهگیری از ابزارها و چارچوبها، سازمانها میتوانند برنامههای خود را بهتر مدیریت کنند و اطمینان حاصل کنند که استفاده کارآمد و مطابق با بهترین شیوهها انجام میشود.
تعامل ذینفعان در حاکمیت کاربردی
در زمینه حاکمیت کاربردی، تعامل مؤثر ذینفعان ضروری است. سازمانها نیاز دارند روابط معناداری ایجاد کنند و استراتژیهای حاکمیتی خود را با انتظارات ذینفعان همراستا کنند. مطالعات موردی نشان دادهاند که همراستایی منافع ذینفعان و استفاده از استراتژیهای ارتباطی متناسب، تأثیر قابلتوجهی بر موفقیت ابتکارات حاکمیتی دارد [21][22]. درک نیازها و نگرانیهای ذینفعان مختلف میتواند توسعه و اجرای چارچوبهای حاکمیت کاربردی را هدایت کند و اطمینان دهد که این چارچوبها بهخوبی پذیرفته شده و در عمل مؤثر هستند.
چالشها و نقدها
حاکمیت مسالهمحور با چندین چالش و نقد قابلتوجه مواجه است که میتوانند اجرای مؤثر آن را مختل کنند. منتقدان اغلب اشاره میکنند که مفهومسازیهای کلانمقیاس ممکن است راهنمایی محدودی برای مجریان، بهویژه در دولتهای با ظرفیت ضعیف، ارائه دهند که ممکن است برای پذیرش اصلاحات بخش عمومی مدلشده بر دموکراسیهای بالغ دچار مشکل شوند. چنین اصلاحاتی اغلب به دلیل نظریههای تغییر بیشازحد سادهسازیشده که شرایط زمینهای خاص را در نظر نمیگیرند، نمیتوانند نتایج مورد انتظار را محقق کنند [2].
یکی از نگرانیهای برجسته، فرض بهبود مستقیم نتایج حاکمیتی با افزایش شفافیت است. این روایت روابط علّی درگیر را بیشازحد سادهسازی میکند، زیرا پیچیدگیها و ظرافتهایی که در عمل بر حاکمیت تأثیر میگذارند را نادیده میگیرد [2]. علاوه بر این، ترویج تمرکززدایی بهعنوان بهترین شیوه برای ارائه خدمات ممکن است انتخابهای سیاستی پیچیدهای را که همراه آن است پنهان کند و توانایی برقراری ارتباط مستقیم بین تلاشهای تمرکززدایی و بهبودهای ملموس در عملکرد ارائه خدمات را پیچیده سازد [2].
چالش مهم دیگر، مقاومتی است که رهبران در تلاش برای پیادهسازی تغییرات در سازمانها یا چارچوبهای حاکمیتی خود با آن مواجه میشوند. مقاومت ذینفعان میتواند از ترسهای مرتبط با امنیت شغلی و تأثیر تغییرات بر حجم کار ناشی شود، همانطور که در مطالعات موردی مربوط به تلاشهای تحول دیجیتال در شرکتهای چندملیتی مشاهده شده است [22][7]. غلبه بر چنین مقاومتی اغلب نیازمند همدلی، ارتباط شفاف، و درک نگرانیهای خاص ذینفعان است [22]. ناکامی در رسیدگی کافی به این نگرانیها میتواند به مقاومت قابلتوجهی منجر شود و فرآیند حاکمیت را بیشتر پیچیده کند [7].
علاوه بر این، ابتکارات حاکمیت مسالهمحور ممکن است در صورتی که به فعالیتها و شاخصهای عمومی وابسته باشند بدون اتصال به نظریه تغییر جامع، دچار مشکل شوند. این رویکرد میتواند بهطور ناخواسته به اثر «حصارکشی» منجر شود، جایی که فعالیتهای حاکمیتی از زمینه گستردهتری که کارایی آنها را تعیین میکند، جدا میشوند [2]. بنابراین، برای مجریان حیاتی است که نظریههای تغییر خاص و آگاه از زمینه تدوین کنند که چالشها و فرصتهای منحصربهفرد موجود در محیطهای حاکمیتی آنها را مورد توجه قرار دهند [2].
جهتگیریهای آینده
آینده حاکمیت مسالهمحور (POG) در تقویت قابلیتهای سازگاری و مشارکتی سازمانها برای مواجهه با چالشهای اجتماعی پیچیده نهفته است. برنامهریزی پیشفعال در این زمینه ضروری است، زیرا امکان شناسایی زودهنگام ریسکهای بالقوه و تعیین گامهای روشن برای مداخله قبل از تشدید مسائل را فراهم میکند. این رویکرد استراتژیک نهتنها اثربخشی عملیاتی را تقویت میکند، بلکه بدهیهای مالی مرتبط با عدم انطباق را کاهش میدهد [8].
نوآوریهای روششناختی
روششناسیهای نوظهور روزبهروز بر پرسشهای کلیدی که زیربنای حاکمیت مؤثر هستند، تمرکز میکنند. رویکردهایی مانند آیندهنگری و پیشبینی، طراحی استراتژیک، و تغییر سیستمی در اطلاعرسانی به چارچوبهای سیاستی که به نیازهای اجتماعی در حال تحول پاسخگو هستند، حیاتیاند. این روششناسیها تعامل ذینفعان و تحلیل دادهها را در اولویت قرار میدهند و فرهنگی از نوآوری را تقویت میکنند که میتواند چالشهای شهری پیچیده و مسائل بینبخشی مانند بیخانمانی را مدیریت کند [23][24].
بازسازی بهتر
در زمینه بهبود پس از همهگیری، مفهوم «بازسازی بهتر» بر نیاز به پژوهشهای طولی تأکید دارد که میتوانند تأثیرات سیاستی را بهطور قابلتوجهی تحت تأثیر قرار دهند. فراخوانی برای خلاقیت بیشتر در روششناسیهای پژوهشی وجود دارد تا همکاریهای جدیدی را تسهیل کند و درک مشکلات اجتماعی را بازسازی نماید. گزارشهایی مانند سند تحول سیاستهای اجتماعی بر اهمیت حمایت از نوآوری اجتماعی از پایین به بالا و تقویت استدلال کسبوکار برای مداخلات زودهنگام با هدف پیشگیری از نیازهای رفاهی تأکید دارند [25].
برنامهریزی و اجرای استراتژیک
اجرای برنامههای استراتژیک همچنان سنگ بنای موفقیت بخش عمومی است. با تعریف مأموریت و چشمانداز روشن، سازمانها میتوانند تحلیلهای داخلی و خارجی جامعی انجام دهند تا نقاط قوت، ضعف، فرصتها، و تهدیدها را شناسایی کنند. تعیین اهداف خاص و قابلسنجش که با مأموریتهای سازمانی همراستا هستند، اطمینان میدهد که منابع بهصورت کارآمد تخصیص مییابند و پاسخ مؤثرتری به پیچیدگیهای حاکمیت تسهیل میشود [26].
ادغام چارچوبهای حاکمیتی
چارچوبهای حاکمیتی یکپارچه روزبهروز بهعنوان حیاتی برای تقویت انعطافپذیری و سازگاری در ساختارهای حاکمیتی شناخته میشوند. درسهای آموختهشده از ابتکارات USAID ارزش تغییر از طراحیهای پروژهای منزوی به رویکردهای یکپارچهای را نشان میدهند که از ارائه خدمات سلامت پایدار و نظامهای حاکمیتی پشتیبانی میکنند [2]. چنین چارچوبهایی برای گنجاندن رویههای مدیریت سازگار که حاکمیت را بهعنوان عاملی کلیدی در اثربخشی سیاست در اولویت قرار میدهند، حمایت میکنند.
بهرهگیری از داده و فناوری
ادغام دادههای بزرگ، هوش مصنوعی، و یادگیری ماشینی در ارزیابی سیاست، چشمانداز حاکمیت عمومی را متحول میکند. این فناوریها مدلهای پیشبینی پیشرفتهتر و تحلیل دادههای بلادرنگ را امکانپذیر میکنند و دقت و ارتباط معیارهای سیاستی را افزایش میدهند. تلاشهای مشارکتی بین دولتها، دانشگاهها، و بخش خصوصی برای توسعه چارچوبهای ارزیابی نوآورانه که شفافیت دادهها را تضمین کرده و اعتماد عمومی را تقویت میکنند، ضروری است [9][12].
با پذیرش این جهتگیریهای آینده، حاکمیت مسالهمحور میتواند برای پاسخگویی به نیازهای جامعه معاصر تکامل یابد و بهطور مؤثری چالشهای چندوجهی را که نیازمند پاسخهای جامع و هماهنگ در بخشهای مختلف هستند، مدیریت کند.
References
[1] Convene. Why governance models matter in organizational success. Convene. 2021. Available from: https://www.convene.com/insights/governance-models
[2] Brinkerhoff DW, Wetterberg A. New public administration: Positive revolution in governance. Public Adm Rev. 2016;76(4):565-574. doi:10.1111/puar.12576
[3] Andrews M. Governance and sector outcomes: Making the connections. Int J Public Adm. 2018;41(9):717-728. doi:10.1080/01900692.2017.1325892
[4] Sioux Falls Innovation Report. Scaling innovation in Sioux Falls through problem-oriented governance. Sioux Falls: City of Sioux Falls; 2020. Available from: https://www.siouxfallsgov.org/innovation-report
[5] Nabatchi T. The Minnowbrook perspective: Advancing public administration through collaboration. Public Adm Rev. 2010;70(Suppl 1):S1-S7. doi:10.1111/j.1540-6210.2010.02247.x
[6] Andrews M, Pritchett L, Woolcock M. State capabilities for problem-oriented governance. Dev Policy Rev. 2017;35(Suppl 1):O1-O18. doi:10.1111/dpr.12269
[7] Kettl DF. Building a collaborative governance framework: A five-step process. Public Manag Rev. 2015;17(8):1123-1142. doi:10.1080/14719037.2014.999099
[8] Six Sigma Daily. How to measure success of a project? A complete guide. Six Sigma Daily. 2022. Available from: https://www.sixsigmadaily.com/project-success-metrics
[9] Head BW. Your ultimate guide to public policy effectiveness metrics. Policy Sci. 2019;52(4):553-572. doi:10.1007/s11077-019-09358-7
[10] Reed MS. The complete guide to stakeholder engagement in public policy. Environ Plan C. 2008;26(6):1017-1036. doi:10.1068/c0729
[11] Community Tool Box. Evaluating the initiative: Tools and methods. Community Tool Box. 2021. Available from: https://ctb.ku.edu/en/table-of-contents/evaluate/evaluation
[12] Diligent. What is a governance framework? Diligent. 2023. Available from: https://www.diligent.com/resources/governance-framework
[13] O’Leary R. Module 7: Governance models and frameworks. In: Collaborative Governance in Theory and Practice. Oxford: Oxford University Press; 2008. p. 123-145. doi:10.1093/acprof:oso/9780199238958.003.0007
[14] Whatfix. Application governance, explained (2024). Whatfix. 2024. Available from: https://whatfix.com/blog/application-governance
[15] Goldstein B. The key elements of problem-oriented policing. Policing. 2018;12(3):245-256. doi:10.1093/police/pay012
[16] PolGovPro. Problems ‘for’ and ‘of’ governance. PolGovPro. 2020. Available from: https://www.polgovpro.org/governance-problems
[17] Kumar V. 20 powerful problem-solving techniques for the modern workplace. J Manag Dev. 2022;41(5):321-335. doi:10.1108/JMD-03-2022-0056
[18] FasterCapital. Case studies of successful stakeholder engagement. FasterCapital. 2021. Available from: https://fastercapital.com/content/stakeholder-engagement-case-studies
[19] Bryson JM. Real-world case studies: Successful stakeholder engagement. Strateg Manag J. 2018;39(7):1890-1912. doi:10.1002/smj.2903
[20] Quora. What are the challenges encountered in policy analysis? Quora. 2022. Available from: https://www.quora.com/policy-analysis-challenges
[21] ComplianceBridge. Shocking compliance management case studies that could save your organization. ComplianceBridge. 2020. Available from: https://www.compliancebridge.com/compliance-case-studies
[22] MindTools. Select a problem-solving approach. MindTools. 2023. Available from: https://www.mindtools.com/problem-solving-approaches
[23] OECD. The essential capabilities for problem-oriented governance with strategic foresight. OECD Policy Pap. 2021;No. 145:1-25. doi:10.1787/5k0c2f9b-en
[24] Woolcock M. Common policy problems and what researchers can do about them. Policy Insights. 2020;15(3):189-204. doi:10.1177/0149212020943123
[25] European Commission. Transforming social policies: The case for early intervention. Brussels: European Commission; 2021. Available from: https://ec.europa.eu/social/transforming-social-policies
[26] York Policy Review. Mid-term evaluation: A case study: Building a better York policy. York: University of York; 2022. Available from: https://www.york.ac.uk/policy-review/case-studies