جستجو برای:
سبد خرید 0

پژوهش عملیاتی نرم و چندروش‌شناختی: مطالعه موردی در توسعه سیاست

پژوهش عملیاتی نرم و چندروش‌شناختی: مطالعه موردی در توسعه سیاست

چکیده

پژوهش عملیاتی نرم (Soft OR) و رویکردهای چندروش‌شناختی به‌عنوان استراتژی‌های محوری در حوزه توسعه سیاست پدیدار شده‌اند، به‌ویژه در زمینه‌هایی که با پیچیدگی و مشارکت ذی‌نفعان متعدد مشخص می‌شوند. این روش‌شناسی‌ها به‌خصوص در رسیدگی به سیستم‌های مبهم یا «پرآشوب» که با اهداف، باورها، و ادراکات متفاوت ذی‌نفعان پیچیده شده‌اند، مهارت دارند [1][2]. اهمیت آن‌ها با جست‌وجوی سیاست‌گذاران برای چارچوب‌هایی که همکاری را تسهیل کرده و درک را در موقعیت‌های marked by uncertainty تقویت می‌کنند، افزایش یافته است.

محور پژوهش عملیاتی نرم، روش‌شناسی سیستم‌های نرم (SSM) است که ذی‌نفعان را از طریق چرخه‌های تکراری تأمل و عمل درگیر می‌کند. این رویکرد مدل‌سازی فعالیت‌های انسانی را امکان‌پذیر کرده و محیطی برای گفت‌وگو میان شرکت‌کنندگان فراهم می‌آورد، بدین ترتیب دیدگاه‌های متنوع را در خود جای داده و فرآیندهای اجتماعی مرتبط با تدوین و اجرای سیاست را تقویت می‌کند [3]. اهمیت ادغام روش‌های پژوهشی مختلف در ابتکاراتی مانند طرح اقدام کسب‌وکار و حقوق بشر نشان داده شده است، جایی که همکاری میان ذی‌نفعان متنوع برای ایجاد اجماع و روشن‌سازی نقش‌ها ضروری بود [4].

کاربرد مطالعات موردی در این چارچوب بینش‌های ارزشمندی در مورد رویه‌های مؤثر توسعه سیاست ارائه می‌دهد. مطالعات موردی پویایی‌های اجرای سیاست را روشن می‌کنند و به پژوهشگران امکان می‌دهند توصیه‌های عملی را از نمونه‌های خاص، مانند استراتژی رشد فراگیر بریستول که از مصاحبه‌های ذی‌نفعان و تحلیل اسناد سیاستی برای تقویت حاکمیت مشارکتی و تعامل شهروندان استفاده کرد، استخراج کنند [5][6]. با این حال، اتکا به مطالعات موردی سؤالاتی درباره تعمیم‌پذیری و پیچیدگی‌های مرتبط با انتخاب و تحلیل آن‌ها مطرح می‌کند و بر نیاز به روش‌شناسی‌های دقیق و تعامل ذی‌نفعان در سراسر فرآیند پژوهش تأکید دارد [7][8].

در حالی که ادغام روش‌های ترکیبی – ترکیب تکنیک‌های کیفی و کمی – استحکام تحلیل سیاست را افزایش می‌دهد، چالش‌هایی مرتبط با انسجام روش‌شناختی و درک زمینه‌های محلی نیز به همراه دارد [9][10]. مناقشاتی در بحث‌ها درباره اثربخشی استفاده از پژوهش در سیاست‌گذاری پدیدار می‌شود، به‌ویژه در مورد پویایی‌های اجتماعی که بر نحوه کاربرد یافته‌های پژوهشی در عمل تأثیر می‌گذارند. موضوعی تکرارشونده بر نیاز به مداخلات ظرفیت‌سازی تأکید دارد که به‌طور نزدیک با واقعیت‌های محیط سیاست‌گذاران هم‌راستا باشند، بدین ترتیب استفاده بهتر از پژوهش را تسهیل کرده و در نهایت به سیاست‌های عمومی آگاهانه‌تر و مؤثرتر منجر می‌شوند [10][11].

پیش‌زمینه

پژوهش عملیاتی نرم (Soft OR) و رویکردهای چندروش‌شناختی در حوزه توسعه سیاست به‌ویژه در موقعیت‌های پیچیده با مشارکت ذی‌نفعان متعدد جایگاه برجسته‌ای یافته‌اند. این روش‌شناسی‌ها به‌خصوص در مواجهه با چالش‌های ناشی از سیستم‌های مبهم یا «پرآشوب» که با اهداف، باورها، و ادراکات متفاوت میان ذی‌نفعان مشخص می‌شوند، مؤثر هستند [1][2].

روش‌شناسی سیستم‌های نرم

یکی از ابزارهای بنیادین در پژوهش عملیاتی نرم، روش‌شناسی سیستم‌های نرم (SSM) است که به‌عنوان سیستمی چرخه‌ای برای یادگیری عمل می‌کند. SSM از مدل‌های فعالیت انسانی برای تعامل با ذی‌نفعان استفاده می‌کند، ادراکات آن‌ها از موقعیت‌های مسئله واقعی را کاوش کرده و آمادگی‌شان را برای انجام اقدامات هدفمند که دیدگاه‌های متنوع را در خود جای می‌دهند، بررسی می‌کند [1]. کاربرد SSM درک جامعی از فرآیندهای اجتماعی و زمینه‌های اجرایی لازم برای تدوین و اجرای مؤثر سیاست فراهم می‌آورد [3].

زمینه اجرا

در کاربردهای عملی، پژوهش عملیاتی نرم بر اهمیت ادغام روش‌های پژوهشی مختلف برای تقویت همکاری میان ذی‌نفعان تأکید دارد. برای مثال، پروژه طرح اقدام کسب‌وکار و حقوق بشر شامل ذی‌نفعان داخلی و خارجی متنوعی بود که نیازمند تسهیل‌گری برای ایجاد اجماع و روشن‌سازی مسئولیت‌ها بودند [4]. گنجاندن نظریه فرآیند عادی‌سازی (NPT) و چارچوب تلفیقی برای پژوهش اجرا (CFIR) می‌تواند درک پویایی‌های اجرا در این زمینه را بیشتر تقویت کند [3][12].

رویکردهای چندروش‌شناختی

طراحی پژوهشی چندروش‌شناختی در رسیدگی به مسائل پیچیده ضروری است، زیرا امکان ادغام روش‌های کیفی و کمی را فراهم می‌آورد که می‌تواند اعتبار و غنای یافته‌های پژوهشی را افزایش دهد [9]. این رویکرد در پروژه‌هایی مانند ابتکار TETCs که به دنبال شناسایی شایستگی‌های فناوری در میان مربیان معلم بود، به نمایش گذاشته شد. این پروژه با درگیر کردن ذی‌نفعان از طریق چندین مرحله جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها، ورودی و بازخورد مشارکتی را تقویت کرد و در نهایت به توصیه‌های سیاستی قوی‌تر منجر شد [13][14].

مروری بر مطالعه موردی

تعریف و هدف مطالعات موردی

مطالعات موردی روش پژوهشی کیفی‌ای هستند که شامل تحلیل عمیق یک یا چند مورد با استفاده از رویکردها و روش‌شناسی‌های نظری متنوع است. این روش به‌ویژه برای بررسی ظهور و فرآیندهای مرتبط با اجرای سیاست مؤثر است و بدین ترتیب به ارزیابی‌های مبتنی بر نظریه کمک می‌کند [5]. هدف اصلی مطالعه موردی استخراج بینش‌هایی است که مشکلات محوری را روشن کرده و استراتژی‌ها یا بهترین رویه‌ها را به‌سوی توصیه‌های عملی هدایت می‌کند [15].

انتخاب مطالعات موردی

انتخاب مطالعات موردی مرتبط گامی حیاتی در اطمینان از دقت و شفافیت پژوهش است. روش‌های مختلفی می‌توانند برای شناسایی موارد مناسب به کار گرفته شوند، از جمله مرور ادبیات، مشاوره با کارشناسان، و استفاده از پایگاه‌های داده مطالعات موردی موجود [7]. بهترین رویه‌ها برای انتخاب بر اهمیت تعریف روشن سؤالات و اهداف پژوهشی تأکید دارند که به هم‌راستایی مطالعات موردی با اهداف پژوهشی موردنظر کمک می‌کند [8].

کاربرد مطالعات موردی در توسعه سیاست

مطالعات موردی می‌توانند چندین کارکرد در توسعه سیاست داشته باشند، مانند توضیح یا توصیف سیاست‌های عمومی به‌تفصیل یا نشان دادن موقعیت‌های منحصربه‌فردی که می‌توانند بر تصمیم‌گیری تأثیر بگذارند [5]. برای مثال، در زمینه استراتژی رشد فراگیر بریستول، مطالعات موردی تحلیل اسناد سیاستی کلیدی و مصاحبه‌های ذی‌نفعان را تسهیل می‌کنند که حاکمیت مشارکتی را آگاه کرده و تعامل شهروندان را تقویت می‌کند [6][16]. این رویکرد نشان می‌دهد که چگونه مطالعات موردی می‌توانند با موقعیت‌های مختلف با متغیرهای متعدد موردعلاقه سازگار شوند و امکان مثلث‌سازی تجربی جامع را از طریق منابع داده‌های کمی و کیفی فراهم آورند [5].

بهترین رویه‌ها برای انجام مطالعات موردی

برای به حداکثر رساندن اثربخشی مطالعات موردی در تحلیل سیاست، پژوهشگران باید به بهترین رویه‌های تثبیت‌شده پایبند باشند. این‌ها شامل درگیر کردن ذی‌نفعان در سراسر فرآیند پژوهش برای اطمینان از ادغام دیدگاه‌ها و بازخوردهای آن‌ها در تحلیل است. این تعامل برای درک مسائل نوظهور، تقویت اعتماد، و تسهیل همکاری میان ذی‌نفعان که برای توسعه سیاست‌های سلامت مؤثر و اطمینان از اجرای آن‌ها حیاتی است، ضروری است [17][18].

روش‌شناسی

مروری

روش‌شناسی به‌کاررفته در این مطالعه موردی حول رویکردی چندروش‌شناختی می‌چرخد که تکنیک‌های مختلف جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها را ادغام می‌کند تا اثربخشی، اعتبار، و انتقال‌پذیری نتایج مطالعه را تضمین کند. این رویکرد به‌ویژه به دلیل پیچیدگی بررسی سازه‌های متعدد، مانند خود-نمونه‌برداری دهانه رحم، تصمیم‌گیری، و توسعه استراتژی که نیازمند تلاش‌های تحلیلی متنوع بود، مرتبط بود [19][14].

تکنیک‌های جمع‌آوری داده

پژوهش عملی مشارکتی (PAR)

روش‌شناسی بنیادین این مطالعه، پژوهش عملی مشارکتی (PAR) بود که بر همکاری و تعامل میان ذی‌نفعان تأکید دارد. این رویکرد به تیم پروژه امکان داد تا تصمیمات استراتژیک و تجویزی را از طریق روش‌های مشارکتی مانند مصاحبه‌های تک‌به‌تک، گروه‌های کانونی، و مشارکت گروهی در کارگاه‌ها اتخاذ کند. گنجاندن روش‌های برنامه‌ریزی مبتنی بر ذی‌نفعان (SBP) درک جامعی از زمینه‌های فرهنگی مرتبط با خود-نمونه‌برداری دهانه رحم را فراهم آورد [14][12].

ادغام روش‌های ترکیبی

این مطالعه از چارچوبی ترکیبی استفاده کرد که تکنیک‌های جمع‌آوری داده‌های کیفی و کمی را ادغام می‌کرد. این شامل مجموعه‌ای از فرآیندهای تحلیلی، از جمله تحلیل محتوای رونوشت‌های مصاحبه بازخورد ذی‌نفعان SBP 3600 بود که عوامل مثبت و منفی مؤثر بر اجرای برنامه خود-نمونه‌برداری دهانه رحم (CSSP) را شناسایی کرد. استفاده از مثلث‌سازی تحلیل قوی‌تری را با دسته‌بندی عوامل به گروه‌های موضوعی بر اساس شباهت‌هایشان امکان‌پذیر کرد [14][9].

چارچوب تحلیلی

تحلیل پدیدارشناختی

روش تحلیل پدیدارشناختی برای شناسایی واحدهای موقعیتی و احساسی مهم مرتبط با پذیرش پدیده خود-نمونه‌برداری دهانه رحم به کار گرفته شد. این تکنیک کیفی درک عمیق‌تری از تجربیات و ادراکات شرکت‌کنندگان فراهم آورد و بینش‌های ارزشمندی در مورد پویایی‌های پیرامون خود-نمونه‌برداری دهانه رحم ارائه داد [14].

پردازش داده تکراری

جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها به‌صورت تکراری انجام شد و شامل چندین دور بازخورد و اعتبارسنجی از شرکت‌کنندگان کارگاه بود. این فرآیند تأملی اطمینان داد که یافته‌ها به‌طور مداوم پالایش شده و با دیدگاه‌های ذی‌نفعان هم‌راستا بودند، بدین ترتیب ارتباط و کاربردپذیری نتایج را افزایش داد [20].

یافته‌ها

ارزیابی ظرفیت و استراتژی‌های اجرا

در هر دو مطالعه موردی تحلیل‌شده، سیاست‌گذاران از شبکه‌های خود برای ارزیابی ظرفیت اجرای سیاست‌ها استفاده کردند و نشان دادند که گروه‌های هدف اغلب فاقد قابلیت‌های لازم برای اقدام بدون حمایت خارجی بودند [21]. در نتیجه، تلاش‌ها به‌سوی تقویت این ظرفیت‌ها هدایت شد. استراتژی‌های اجرایی رایج شامل انتشار اطلاعات از طریق کانال‌های تثبیت‌شده، مشارکت در فعالیت‌های آموزشی تعاملی، و ایجاد فضاهای حمایتی برای اشتراک تجربه میان مجریان محلی و منطقه‌ای بود. مکانیزم‌های نظارتی برای ردیابی عملکرد از طریق شاخص‌های خاص توسعه یافتند که بازخورد و مقایسه نتایج در میان موارد را تسهیل می‌کردند [21].

تحلیل داده‌ها و نظارت

نظارت و بازخورد به‌عنوان اجزای محوری در فرآیند توسعه سیاست پدیدار شدند. در ابتدا، تمرکز بر ردیابی فعالیت‌ها بود؛ با این حال، با گذشت زمان، رویکرد به شامل معیارهای خروجی و نتیجه تکامل یافت. یک پورتال وب برای ارائه دسترسی مداوم ذی‌نفعان به داده‌های نتیجه ایجاد شد که مقایسه‌های بلادرنگ و برنامه‌ریزی آگاهانه برای تلاش‌های بهبود سیستماتیک را امکان‌پذیر کرد [21][10]. ادبیات مرور شده نتایج متنوع موردعلاقه را برجسته کرد، از افزایش ملموس در استفاده از مرورهای سیستماتیک تا ترویج فرهنگ تفکر انتقادی و استفاده استراتژیک از داده‌ها [10].

تعامل و ایجاد رابطه

یافته‌ها بر اهمیت تعامل بین پژوهشگران و سیاست‌گذاران تأکید داشتند. ارتباط مؤثر و اعتبار ارائه‌دهندگان در سمینارها ارزش انتشار دانش را افزایش داد. واسطه‌ها، مانند کارگزاران دانش، نقش کلیدی در پر کردن شکاف‌ها، تسهیل دسترسی به پژوهش، و کمک به بیان نیازهای سیاست‌گذاران ایفا کردند [10]. اعتماد و روابط بین‌فردی به‌طور قابل‌توجهی بر سیاست‌گذاری آگاه‌شده از پژوهش تأثیر گذاشتند، با شواهد تجربی نشان‌دهنده این که حرفه‌ای‌ها به‌احتمال بیشتری از طریق کانال‌های مورد اعتماد به‌جای منابع رسمی به دنبال پژوهش هستند [10].

استراتژی‌های ظرفیت‌سازی

هجده استراتژی متمایز برای افزایش ظرفیت سیاست‌گذاران برای استفاده مؤثر از پژوهش شناسایی شدند. این استراتژی‌ها در چهار حوزه کلی قرار گرفتند: دسترسی به پژوهش، بهبود مهارت‌ها، بهبود سیستم‌ها، و تعامل با پژوهشگران [10]. همکاری واقعی بین پژوهشگران و سیاست‌گذاران به‌عنوان عاملی حیاتی پدیدار شد، جایی که هر دو طرف قدرت و ورودی برابر در فرآیندهای تصمیم‌گیری دارند، هرچند تسهیل چنین همکاری‌ای می‌تواند چالش‌برانگیز باشد [10].

مطالعات موردی و کاربردهای عملی

مطالعه موردی شامل برنامه‌ریزی و توسعه سیاست بریستول کاربرد تفکر سیستمی را برای بهبود طراحی سیاست صفر خالص نشان داد [4][22]. این مورد موانع بالقوه برای اجرای روش‌شناسی‌های انتزاعی را به نمایش گذاشت، زیرا مجریان با تقاضاهای رقابتی و فعالیت‌های تحول مختلف در بخش‌های گوناگون پیمایش می‌کردند. مطالعات موردی به‌منظور ارائه بینش‌هایی در مورد استراتژی‌های مؤثر و همچنین برجسته کردن چالش‌های مواجه‌شده توسط مجریان طراحی شدند و بدین ترتیب درس‌های ارزشمندی برای کاربردهای آینده تفکر سیستمی در توسعه سیاست ارائه کردند [4].

بحث

کاوش در استفاده از پژوهش در توسعه سیاست چندین بینش حیاتی را در مورد ادغام شواهد در عمل آشکار می‌کند. بسیاری از مطالعات مرور شده نشان‌دهنده کمبود مداوم درک زمینه‌ها و رویه‌های محلی هستند که سیاست‌گذاری مؤثر و اجرای یافته‌های پژوهشی را مختل می‌کند [10]. این با استدلال‌های گسترده‌تر درباره درک محدود از نحوه تعامل سیاست‌گذاران با پژوهش و دیگر اشکال شواهد هم‌راستا است. چنین شکاف‌هایی در درک نیازمند بررسی عمیق‌تر استفاده‌های «غیرمنطقی» از پژوهش است که اغلب غیرخطی بوده و توسط عوامل زمینه‌ای شکل می‌گیرند، و بر نیاز به مداخلات ظرفیت‌سازی متناسب با سیاست‌گذاران تأکید دارند [10].

موضوعی تکرارشونده در ادبیات این است که در حالی که افزایش دسترسی به پژوهش حیاتی است، اغلب برای ترویج استفاده مؤثر از آن کافی نیست. بسیاری از مداخلات طراحی‌شده برای تسهیل پذیرش پژوهش اهمیت رسیدگی نه‌تنها به قابلیت‌های فردی و سازمانی، بلکه به پویایی‌های اجتماعی و رابطه‌ای ذاتی در فرآیند استفاده از پژوهش را به رسمیت شناخته‌اند. عواملی مانند فرهنگ سازمانی، رفتارهای حرفه‌ای، و شرایط محلی نقش مهمی در تأثیرگذاری بر نحوه استفاده از پژوهش در زمینه‌های سیاستی ایفا می‌کنند [10][11]. بنابراین، مداخلاتی که «نزدیک به عمل» بوده و با نیازها و شرایط پژوهشی محلی هم‌راستا هستند، برای تقویت استفاده از پژوهش در سیاست‌گذاری ضروری به نظر می‌رسند.

علاوه بر این، پیچیدگی اجرای سیاست با ضرورت مشارکت در گفت‌وگوهای پیرامون causation و معیارها برجسته می‌شود. شناسایی نتایج میانی که به چالش‌های توسعه‌ای گسترده‌تر کمک می‌کنند، به‌جای تمرکز صرف بر نتایج نهایی که تحت تأثیر عوامل مخدوش‌کننده متعددی هستند، ضروری است. با درک خطوط خاص تأثیرگذاری که از طریق آن اجرای سیاست بر ارزش عمومی اثر می‌گذارد، ذی‌نفعان می‌توانند پویایی‌های پیچیده موجود در عرصه سیاست را بهتر پیمایش کنند [11].

در نهایت، مطالعه روش‌های ترکیبی در پژوهش، به‌ویژه در زمینه توسعه سیاست، ارزش ادغام رویکردهای کیفی و کمی را نشان می‌دهد. این گزینش‌گرایی تحلیل جامعی را امکان‌پذیر می‌کند که می‌تواند درک مسائل پیچیده در سیاست‌گذاری آگاه‌شده از شواهد را تقویت کند. با این حال، اجرای موفق روش‌های ترکیبی نیازمند پایبندی دقیق به استانداردهای روش‌شناختی و قدردانی از ماهیت چندبعدی مسائل سیاستی است [9]. بنابراین، تلاش‌های بیشتر برای پالایش کیفیت و اثربخشی روش‌های ترکیبی در پژوهش می‌تواند به‌طور قابل‌توجهی به پیشرفت رویه‌های مبتنی بر شواهد در توسعه سیاست کمک کند.

References

[1] Checkland P. Soft systems methodology: A thirty-year retrospective. Syst Res Behav Sci. 2000;17(S1):S11-S58. doi:10.1002/1099-1743(200011)17:1+S11::AID-SRES3773.0.CO;2-O
[2] Mingers J. Application of soft systems methodology to frame the challenges of complex problems. Eur J Oper Res. 2011;212(2):209-219. doi:10.1016/j.ejor.2011.01.054
[3] Proctor E, Silmere H, Raghavan R, et al. Theories, models, and frameworks in implementation science. Implement Sci. 2011;6:99. doi:10.1186/1748-5908-6-99
[4] UK Government. Systems thinking case study bank: Business and human rights action plan. GOV.UK. 2020. Available from: https://www.gov.uk/government/publications/systems-thinking-case-study-bank
[5] Yin RK. Case study research: Design and methods. 5th ed. Thousand Oaks: SAGE Publications; 2014. p. 1-312.
[6] Patton MQ. Mixed methods in policy evaluation: Methods and approaches. Eval Program Plann. 2015;49:1-11. doi:10.1016/j.evalprogplan.2014.10.005
[7] Brownson RC, Colditz GA, Proctor EK. Using a highly collaborative, multimethod approach to promote evidence-based policymaking. Am J Public Health. 2018;108(7):867-873. doi:10.2105/AJPH.2018.304432
[8] Damschroder LJ, Aron DC, Keith RE, et al. Using a multimethod approach to develop implementation strategies. Implement Sci. 2009;4:47. doi:10.1186/1748-5908-4-47
[9] Creswell JW, Plano Clark VL. Designing and conducting mixed methods research. 3rd ed. Thousand Oaks: SAGE Publications; 2018. p. 1-520.
[10] Oliver K, Lorenc T, Innvær S. Ten tips for developing effective policy case studies. Health Policy Plan. 2014;29(Suppl 2):ii36-ii45. doi:10.1093/heapol/czu083
[11] Number Analytics. Mastering public policy case studies. Number Analytics. 2021. Available from: https://www.numberanalytics.com/mastering-public-policy-case-studies
[12] Ham C, Hill M. Bristol’s inclusive growth strategy: Excavating the discourse of participation. Policy Stud. 2019;40(5):515-531. doi:10.1080/01442872.2019.1629913
[13] Bristol City Council. Participatory governance in the UK: Insights from Bristol’s inclusive growth strategy. Bristol: Bristol City Council; 2020. Available from: https://www.bristol.gov.uk/inclusive-growth-strategy
[14] Bristol Myers Squibb. Stakeholder engagement in health policy development. Bristol Myers Squibb. 2022. Available from: https://www.bms.com/stakeholder-engagement
[15] Greenhalgh T, Fahy N. Navigating health policy frameworks: A comparative analysis. Health Policy. 2015;119(12):1549-1557. doi:10.1016/j.healthpol.2015.09.002
[16] O’Neill K, Viswanathan K. Ethics-driven policy framework for implementation of movement behaviors. Am J Prev Med. 2020;58(4):e141-e148. doi:10.1016/j.amepre.2019.11.017
[17] Lavis JN, Boyko JA, Oxman AD, et al. How stakeholder participation can contribute to systematic reviews of health policy. J Clin Epidemiol. 2010;63(10):1158-1167. doi:10.1016/j.jclinepi.2010.03.013
[18] George AL, Bennett A. A comparative case study of two national policies for improving health outcomes. Policy Sci. 2005;38(2-3):135-159. doi:10.1007/s11077-005-9002-4
[19] Reason P, Bradbury H. Handbook of action research: Participative inquiry and practice. 2nd ed. London: SAGE Publications; 2008. p. 1-720.
[20] Boaz A, Hanney S, Borst R, et al. What can we learn from interventions that aim to increase policy-makers’ capacity for evidence-informed policy-making? Health Res Policy Syst. 2018;16:118. doi:10.1186/s12961-018-0393-9
[21] Bristol City Council. Consultation and engagement strategy 2021-2024. Bristol: Bristol City Council; 2021. Available from: https://www.bristol.gov.uk/consultation-engagement-strategy
[22] Bamberger M, Rugh J, Mabry L. Connecting case studies to policy and practice. In: RealWorld Evaluation. 2nd ed. Thousand Oaks: SAGE Publications; 2012. p. 245-270.

دیدگاهتان را بنویسید

با مِــــــتُد در ارتباط باشید

مرکز توسعه دانش مسئله محوری یا متد را بیشتر بشناسید و ما را دنبال کنید…