گفتگوهای شبانه متدِ انتخابات

گفتگو پنجم با حضور جناب آقای محسن مهدیان

موضوع گفت و گو:

خطای هواداری در انتخابات

تاریخ:

1400/02/19

اسفندماه 88 نامزد اصلی یک طرف قطب اعلام حضور رسمی کرد و ما هنوز الان نمی‌دانیم از چه کسی باید طرفداری کنیم. مسئله هواداری بسیار با اهمیت است. ما چند نوع رأی داریم یک رأی آماری که تعداد رأی را بالا می‌برد یک رأی طرفداری داریم که رأی می‌دهند و رأی هم جمع می‌کنند دسته سوم وفادارها یا جان فداها هستند که رأی می‌دهند و رأی جمع می‌کنند و هزینه هم می‌دهند. وقتی خیلی کار جدی می‌شود و هسته وفاداری محکم می‌شود. جان فداها در تمام ابعاد زندگی‌شان این موضوع انتخابات هست. تمام زندگی‌شان را با انتخابات تنظیم می‌کنند. هواداری به معنای جان فدایی کسایی هستند که هواداری برای آنها هویت اجتماعی پیدا می‌کند احساس شخصیت می‌کنند بنابراین وقتی فرد پیروز بشود خوشحال است وقتی نشود این باخت تمام عرصه‌های زندگی او را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ بنابراین هر مانعی را مانع دشمن خود می‌داند چه یک یادداشت باشد و چه شورای نگهبان.

افراد با هواداری هویت اجتماعی خود را تحت تأثیر قرار می‌دهند بنابراین متعصب می‌شوند و واکنش‌های شدید نشان می‌دهند. رقابت ناموسی هست برایشان یکی از خاصیت‌های این رقابت تبدیل گفتگو به کل‌کل است. در اصل دارند اعلام قدرت می‌کنند. در کل‌کل کردن دیگر بحث اقناع مطرح نیست بحث تحمیل است، بحث قدرتمند بودن یا بی‌شمار بودن است. ادبیات رجزخوانی می‌شود. در این فضا آدم‌های خاصی رشد می‌کنند افرادی که درشت‌گو یا حراف یا گزندگو هستند رشد می‌کنند آدم‌های منطقی و دارای استدلال از این چرخه حذف می‌شوند و دچار مارپیچ سکوت می‌شوند.

سؤال:

این برای خود افراد هم قابل تشخیص است؟

جواب:

اگر عقلانیت بر احساسات غلبه نکند خود فرد این را تشخیص می‌دهد. از ثمره نوع نگاه می­شود فهمید اگر ناموسی برخورد می‌کند نمی‌تواند تشخیص دهد.

در هواداری ممدوح آرمان هست که طرفدار را جلو می‌برد و در هواداری مذموم شخص است که طرفدار را به حرکت درمی‌آورد. در رسانه یک اصلی وجود دارد به نام جمع‌خوانی مثلاً رسانه ضدانقلاب مطرح می‌کند امام‌جمعه فلان شهرستان گفته است که شرکت اپل از کارگران خودش بیگاری می‌کشد. شبکه ضدانقلاب تیتر خودش را می‌زند و تمام. نه توصیف می‌کند و نه هیچ‌چیز دیگری ثمرهٔ این خبرها چیست؟ به‌صورت طبیعی می‌روی کامنت‌ها را می‌خوانی در واقع کامنت‌ها جمع‌خوانی هستند افراد با کامنت گذاشتن هم به خودشان معنا می‌دهند و هم به خبر. شما به‌عنوان شخص ثالث یا همراه می‌شوی و لذت می‌بری یا همراه نمی‌شوی و معنا را دریافت می‌کنید. نمونه‌اش در کنسرت‌ها هست موسیقی هیجانی شود همه بلند می‌شوند و می‌خوانند. این همخوانی حس هیجانی حس قدرت می‌دهد.

این همخوانی‌ها در رسانه زمانی که شما کامنت‌ها را می‌خوانی تداعی می‌شود. مثلاً آخوند و اقتصاد و بیکاری در کامنت‌ها برایت تداعی می‌شود.

دومین بحث صدای بلند هست همانطور که در همخوانی همه فریاد می‌زنند در رسانه تعداد فالوور تعداد کامنت‌ها تعداد لایک‌ها فریاد بلند است. سومین بحث همه باهم خواندن است که این در رسانه یعنی کامنت‌های مشابه. چهارمین بحث ایجاد حس غیرت است.

جمع‌خوانی اولاً به شما و بعد به متن معنا می‌دهد. کاری که هوادارها انجام می‌دهند جمع‌خوانی است. حس اجتماعی بسیار مهم است. این حس با حس شخصی هر فرد متفاوت است. تنفر اجتماعی فراتر از تنفر فردی تک‌تک افراد حاضر در آن اجتماع است. نتیجه‌ای که می‌خواهم بگیرم این است که عقل می‌شود عقل جمعی اندیشه فردی کنار می‌رود. جمع هم در اصل استدلال نمی کند. افراد قدرت استدلال را از دست می‌دهند که این چند اثر دارد:

1-توهم ما بی‌شماریم رخ می‌دهد مثل 88 مطالب را برای هم ارسال می‌کنیم و دور هم خوشحال هستیم. اثر این توهم این است که زمانی که به مانع می‌خورید زنجیر پاره می‌کنید حالا مانع شورای نگهبان باشد رهبری باشد هر چیزی باشد طرف از این‌ها عبور می‌کند. مثل 88 که گفتند اگر رأی نیاوریم قطعاً تقلب شده است. در این توهم شما سمت رأی جمع‌کردن نمی‌روید.

2-اساساً مسئله گم می‌شود و مشارکت کم می‌شود. مردم حالشان از حرف‌ها بد می‌شود. می­گویند من می­خواهم رأی بدهم برای مسئله‌هایم برای حل صف مرغ برای حل کمبود روغن و… چون مسائل مردم در این جمع‌خوانی گم می‌شود و فضا کل‌کل و تحمیل قدرت است و مردم این را می‌بینند امکان کاهش مشارکت وجود دارد. چون فضا فضای هیجانی است مسائل در میدان گم می‌شود چون گفتن مسائل مردم مثل این: چای قیمتش ده برابر شده تحریک احساسات ندارد اما گفتن تو خاک فروش هستی یا تو فاسد هستی احساسات را تحریک می‌کند. پس من باید حرفی بزنم که برانگیختگی اجتماعی ایجاد کنم تا حس قدرت به­هم دست بدهد تا احساس شخصیت بکنم.

سؤال:

آقای مهدیان به نظر شما شکل انتخاب و اساساً انتخابات با هیجان همراه نیست؟ مثلاً در ماجرای ثبت‌نام یارانه‌ها مردم با مشارکت 90درصد به بالا رفتند و ثبت‌نام کردند درحالی‌که مراجع و صداوسیما هم حتی نتوانستند جلوی مردم را بگیرند به نظرتان شکل انتخابات اصلاً همین‌طوری نیست؟

جواب:

من منکر هیجان نیستم. ما در حوزه تبلیغ دو بعد داریم عقل و احساس که هرکدامش نباشد تبلیغ عقیم است. در عاشورا بالابردن حضرت علی‌اصغر روی دست شهدا هم عقل و هم احساس وجود دارد. احساس شتاب‌دهنده است مانع استدلال نیست.

سؤال:

این سه رئیس‌جمهور ما تا دو ماه قبل از انتخابات زیر 5 درصد رأی داشتند و فقط به‌خاطر لجبازی‌های سیاسی و حمایت‌ها و هیجان‌ها رأی آوردند و این موضوع هیجانی بودن انتخابات را به ما می‌رساند راجع به این موضوع به ما توضیح دهید.

جواب:

ما در همان دوره‌ها هم این‌طور نبوده که اصلاً شناختی نباشد به‌طورکلی مرور تجربه به ما حکم کلی نمی‌دهد من یک مثال نقض می‌زنم. حضرت روح‌الله که نمی‌خواست با مردم بازی کند احساساتی کند و بهره ببرد. امام می‌گوید حتی اگر من هم خطا کنم مردم ازروی من هم رد می‌شوند یعنی امام در مردم چیزی را می‌بیند. مردم بلند شدند با عقلانیت و احساسات. اگر نامزدها و رسانه‌ها و مردم توجه کنند به مسائل خود و به این نتیجه برسند کشورشان با این دست فرمان جلو نمی‌رود قطعاً شرایط تغییر خواهد کرد.

اما شرایط الان طوری هست که چون نامزدها برنامه ندارند بقای این شرایط به نفعشان هست مثلاً سال 96 موضوع را از بحث معیشت کشاندند به آزادی و دیوار کشیدن چون مطالبه نبود که برنامه‌ات چیست. ما زندگی‌مان در هیجان است. ما در دوقطبی خائن و خادم گیر کردیم و حتی نقدهایمان هم در این دوقطبی است.

سؤال:

ما الان دو الگو در انتخابات داریم یک الگوی محلی و یک الگوی ملی که شکل باج‌خواهی دارد بیشتر، در انتخابات محلی شکل قبیله‌ای و الگوهایی وجود دارد که باعث تعجب می‌شود در آنجا هواداری شکل خودش را دارد راجع به این توضیح بدهید. آیا ساختارها مشکل دارد؟

جواب:

من قبول ندارم که ساختارها خیلی تأثیر داشته باشند اما بله قبول دارم که کشش ایجاد می‌کنند راه اصلاح این‌ها خودآگاهی است. زمانی که شما 8 سال آسیب می‌بینید به‌خاطر یک جمله دیوار کشیدن متوجه می‌شوی با هیجان انتخاب درستی نکرده‌ای. اصلاح تدریجی است و با کار فرهنگی و اصلاح خواص انجام خواهد گرفت.

سؤال:

این اصلاح زمان‌بر است آیا شورای نگهبان نمی‌تواند در زمان ثبت‌نام برنامه و تیم مدیریتی را از نامزد بگیرد؟ ما اصلانمی دانیم نامزد موردنظر ما چه اندیشه‌ای دارد چه اولویت‌هایی دارد چه راهکارهایی دارد صرفاً با هیجان می‌رویم و رأی می‌دهیم.

جواب:

در آمریکا مثلاً می‌بینید دعوا سر سرفصل وجود دارد مثلاً اوباما کر رو ادامه می‌دهی یا لغو می‌کنی، مهاجرت رو چه­کار می‌کنی می‌خواهم بگویم یکسری مسئله کلی دارند که راجع­به آن نظر می‌دهند.

بله درست است ما کار نهادی و قانون‌گذاری هم می‌توانیم انجام دهیم اما در این فضا مثلاً آمریکا هم در انتها باید بروی با خواننده یا رقصنده‌ای برقصی، بگذریم ما آن فضای فرهنگی و فضای اصلاح خواص و قانون‌گذاری را باید در کنار هم داشته باشیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *