• گفتگو دوم شبانه با حضور  دکترروح الله رشیدی نویسنده کتاب به اضافه مردم
  • در مورد انتخابات به اضافه مردم سوال: نگاه تویسنده کتاب به اضافه مردم نسبت به انتخابات چطور است ؟ و به نظر شما مسئله اصلی در انتخابات 1400چیست؟جواب: مسئله دائمی ما که مسئله عدالت است.کشور در دهه های اخیر با بی عدالتی دسته و پنجه نرم می کند.کاندیدای ریاست جمهوری باید نسبت خود را با بی عدالتی مشخص بکند.به نظر من عقب ماندگی در عدالت مسئله مهمی است.الان به این دلیل که تنور انتخابات هنوز داغ نشده است صحبتی از مسائل انتخاباتی هم نیست.الان دعوا سر لیست است.خبری از مشخص کردن دیدگاه ها نیست. عامل این سردی ترس این است که سیاسیون ترس دارند که سیاست ها و البته مسائل و در صورت وجود راه حل های خود را مطرح کنند. در این فضا که به نظر من سیاست زده است. مسائل مهم نیستند.تاکتیک مهم است.جنگ روانی مهم است.وگرنه درست آن است که از یک سال قبل مسائل و ایده ها مطرح گردد.وگرنه نوشتن یک اسم به دوهفته نیاز ندارد.

    شما به برخی از کاندیداها می گویید برنامه شما چیست؟می گویند برنامه ریزی مال بعد انتخاب شدن است.در چنین شرایطی شما باید به گذشته افراد نگاه کنید تا بتوانید تصمیم درست بگیرید.مثلا در فضای خصوصی سازی باید راه حل ها و ایده های خود را مطرح کنند اما صرفا به دنبال این هستند پوزه یکدیگر را به خاک بمالند.

     

    سوال: چرا فضا به این شکل است؟آیا مهلت دوهفته ای کم است؟

    من ارتباطی بین مهلت دوهفته ای و فضای موجود نمی بینم.بیشتر به این دلیل است که سیاسیون نمی خواهند غیر از آن دو دوهفته فضای انتخابات داغ باشدمبانی مطرح شود ، برنامه ها و مسائل مطرح شوند  و نهایتا راه حل ها مطرح شود.به خاطر اینکه اگر طرح شود محل نقد و دعوا می شود.یا اساسا شاید ایده و راه حلی ندارند.

    سوال: یعنی یک توافق نانوشته شکل گرفته بین جریان های سیاسی کشور و همه همین دیدگاه را دارند؟

    من اغلب  را اینطور می بینم.چون فضا سیاست زده است.منتظر هستند در فضای هیجانی موج سواری کنند.

    سوال: نظر شما این است که ما باید یک تک مسئله باید داشته باشیم و آن تک مسئله عقب ماندگی در عدالت است؟

    مانند هاشمی که با مسئله بازسازی کشور آمد.خاتمی با تک مسئله توسعه سیاسی و آزادی آمد.احمدی نژاد با عدالت خواهی آمد و روحانی به تکیه بر مذاکره رای آورد. به نظر شما باید در انتخابات آینده بر مسئله عقب ماندگی در عدالت تکیه زد؟

    من می گویم که مسئله عدالت باید باشد.نخبگان و خواص باید فضای سیاسی را ببرند به این سمت  که کاندیدها  نسبت به این مسئله نسبت خودشان را مشخص کنند.الان دوباره بازی شروع شده است که فضا برود سمت دوگانه مذاکره و یا عدم مذاکره.

    ما می خواهیم مسائل مردم حل بشود.مانع ها برداشته شود.من این سوال را دارم که راز بی اعتنایی مردم به صندوق رای مجلس شورای اسلامی چیست؟بحث روی مذاکره یا ضد مذاکره بود به نظر بنده خیر.مردم تبعیض و نابرابری و بی عدالتی را با گوشت و پوست خودشان حس می کنند.و وقتی می بینند نسبت به این مسائل بی اعتنایی مطلق وجود دارد طبیعتا مردم هم نسبت به صندوق رای بی اعتنا می شوند.

    سوال: قبول ندارید که مذاکره یکبار توانست مردم را به پای صندوق های رای بیاورد؟و تبدیل شد به مسئله محوری مردم  و توانست مردم را به پای صندوق های رای بیاورد؟

    مذاکره در آن وقت در نگاه مردم به عنوان راه حل مشکلاتشان مطرح شد.این طور مطرح شد که اگر می خواهید مسائل تان حل شود راه حل آن مذاکره است.

    من می گویم فضا را به سمت مسئله بی عدالتی ببریم و آن وقت راه حل ها مطرح شود.آن وقت ببینیم فقط مذاکره راه حل است یا نه راه حل های دیگری هم وجود دارد. آیا باید تمام تخم مرغ هایمان را در یک ظرف مذاکره بگذاریم یا نه ظرفیت های پیدا و پنهانی وجود دارد که از آن ها غافل هستیم.ما باید فضا را ببریم به این سمت که مسئله مردم بی عدالتی است.شما به عنوان کاندیدا با کدام ایده می خواهی این مسئله را حل بکنی.

    سوال: شما می گویید مسئله عدالت باید محور انتخاب کاندیدا ها باشد؟غیر از این مسئله،به نظر شما مردم و کاندیدا ها چه مسئله دیگری را ذارند؟

    من نمی دانم.چون هنوز حرف ها زده نشده اند.در سال 96 طبق برداشت اشتباهی که این آقایون داشتند بحث بی عدالتی را تقلیل دادند به سفره های مردم که انگار مردم دنبال یک پرس غذا هستند و فقط همین.در حالی که مردم انتظار دارند که به مسئله بی عدالتی فراتر از این نگاه بکنیم.بسیاری از این کاندیدها مسئله شان عدالت نیست.

    سوال: شما وقتی می گویید مسئله بی عدالتی صرفا یک گفتگو نیست منظورتان چیست؟

    ما باید دنبال سیاست عملی برای تحقق عدالت در تمام شئون باشیم. در گزارش دیوان محاسبات در مجلس قبل قرائت شد هزارمیلیارد  تومان از دارایی های دولت فروخته شد.  ببینید یک پدیده ای است به اسم خصوصی سازی و فروش دارای های دولت.آیا این دارایی ها که ارزان فروخته می شود نفعش به مردم هم می رسد یا نه صرفا یک عده ای نفع این خصوصی سازی ها را می برند.یا پولی شدن همه چیز زمینه گسترش بی عدالتی را فراهم کرده است.از کالایی شدن آموزش بگیرید که در فضای کرونایی اعلام کردند سه میلیون دانش آموز به امکانات ارتباطی مثل تبلت دسترسی ندارند.از پولی شدن درمان که هر روز ما یک وجه آن را می بینیم.بنابراین ما در مسئله عدالت به دنبال سیاست عملی هستیم.

    سوال: آیا عدالت خواهی با نوگرایی و توسعه چالشی دارد؟به عنوان مثال در ایام کرونا یک شرکت بزرگ به اسم فیلمو مدرسه  با این رویکرد که در سال1404 تنها مدرسه غیر انتفاعی خواهم شد و می خواهم عدالت اموزشی را گسترش بدهم.

    اما ساز و کار این است که خود این شرکت حلقه ای است از جهان کاپیتالیستی که در آن داریم زندگی می کنیم.یعنی با خرید اشتراک ماهانه از فیلمو دائم بر بزرگتر شدن و ثروتمندتر شدن این شرکت کمک می کند. این چالش چطور در دید عدالت خواهان ظاهر می شود.آیا به عنوان یک تناقض مطرح می شود و یا نه پلتفورم های جدید می تواند کمک کند به بحث عدالت.مثلا شبکه های اجتماعی به جریان عدالت خواهی کمک کرده اند و یا نه صاحبان این شبکه ها هر روز دارند ثروتمندتر می شوند.

    ببینید این موضوع را می توان در چند سطح مورد بررسی قرار داد..در مورد پلتفورم ها این بحث مطرح شده است که سرمایه داری دارد از طریق  توسعه پلتفورم خودش را گسترش می دهد و  دارد به شکل نرم تر بدون مقاومت رشد می کند و بقای خودش را تضمین می کند.جذابیت هم دارند و از ان طرف فرصت هایی را هم ایجاد کرده اند به خصوص برای طبقات متوسط به پایین جامعه به خصوص در سطح رسانه ای جامعه  در خدمت مستضعفین بوده است.بسیاری از فریادها که شاید ما ها طول می کشید که به گوش مسئولین برسد از طریق همین فضا شنیده می شود.در واقع یک شمشیر دولبه است و ما هرچقدر گسترش بدهیم این موضوع را در واقع به رشد سرمایه داری کمک کرده ایم.وظیفه حاکمیت در این موضوع چیست؟حاکمیتی که طبق قانون اساسی وظیفه فراهم آوردن آموزش با کیفیت و رایگان را تا پایان مقطع متوسطه فراهم بکند کجاست؟ موضوع دیگر این است که اصلا زیر ساخت داریم که آن سه میلیون دانش آموز به این پلتفورم ها دسترسی داشته باشند.جاذبه ای که ایجاد کرده اند این پلتفورم ها، ما فکر می کنیم در تمام کشور همه به آسانی به این پلتفورم ها دسترسی دارند.مثلا کودک کار اصلا شرایط تحصیل ندارد چه در فضای حقیقی و چه در فضای مجازی. اینکه فرصت است یا تهدید پیش از این باید بحث بشود که آیا اساسا همه امکان آموزش دارند بعدا راجع به شکل آن صحبت می کنیم.

    موضوع دیگر این است تعاریف جدیدی که از توسعه می گویند گاها نزدیک به عدالت هم هست.میگن توسعه یعنی دسترسی آسان همه مردم شهر به امکانات شهر.منتها در کشور در دهه اخیر مخصوصا دوگانه تقدم توسعه بر عدالت یا عدالت بر توسعه مطرح بوده است.با پیش کشیدن تقدم توسعه بر عدالت و ترجمه غلط آن به اینکه اول کشور ثروتمند بشود و بعد ثروت عادلانه توزیع شود چند نسل  منتظر تحقق این موضوع هستند.تحت لوای توسعه گرایی دارند قطبی شدن ثروت، قطبی شدن شهر ها و … را دارند دنبال می کنند.آیا واگذاری اموال دولتی به تعاونی های مردمی است یا صرفا افرادی که متصل به قدرت هستند.به قول آقای ترکان که راجع به مناطق آزاد صحبت می کرد گفت مردم بومی هم می آیند پادویی این ها را می کنند.ما به اون ها هم خدمت کردیم.توسعه ای که از زبان سیاسیون می شنویم آن چیزی نیست که واقعا هست.حتی اگر وفا دار باشند به تعاریف جدید توسعه باید به دنبال توزیع امکانات باشند.

    سوال: با شرایط پیچیده ای مواجه هستیم.یعنی در فاصله کوتاهی باید برویم و سرنوست  4 یا 8 ساله کشور را رقم بزنیم.سرنوشت کشور را به دست کسانی می دهیم که نه میدانیم با چه کسانی می خواهد کشور را ادراه کند. نه  درکی از این داریم که چه نگاهی به نظام مسائل ایران دارد.نه میدونیم الویت بندی مسائل در ذهن او چگونه است.نه می دانیم چه راه حل هایی دارد.چه میشه کرد با این وضعیت؟

    از آنجایی که انتخابات برای ما هم موضوعیت دارد و هم طریقیت.بر خلاف سیاسیون که انتخابات برایشان صرفا طریقیت دارد.برای همین زیاد دنبال بحث نیستند.اینطور می بینند که الف برود و ب بیاید.ما برای انتخابات  اگر موضعیت قائل بودیم ما باید از یک سال پیش بحث های محتوایی و مبنایی انجام میدادیم.

    تمرکز  عمده نیروهای سیاسی کشور و نخبگان و خواص  و رسانه ای ها  کجا معطوف است. کی میاد،کی صلاحیت می گیرد و کی نمی گیرد و… .وقتی قبیله گرایی سیاسی حاکم است  و نخبگان جامعه خزیده اند به سمت یکی از این قبایل چه انتظاری داریم.جالب اینجاست که در هر انتخاباتی مردم را مقصر می دانیم.الان به مردم می گوییم خودتان فلانی را انتخاب کرده اید.اما در واقع مردم تحت ان فشار و مدت کوتاه انتخاب درستی کرده اند.نخبگان  کم کاری خودشان را دارند پای مردم می نویسند.رسانه ملی دارد برای انتخابات چه می کند؟بسته های خبری ویژه صدا و سیما راجع به انتخابات چیه؟.آقا اندیشه در کشور تعطیل است یعنی نخبگان  حاشیه نشین هستند.یعنی ما مردم را عنصر تشریفاتی تلقی می کنیم.سال 98 که مشارکت کم شد چه کسی غصه خورد؟مسئله جمهوریت چقدر وارد گفتگوها شد.چقدر متن تولید شد.همین که مجلس انقلابی تشکیل شد کافی است؟چرا رفتار سیاسی مردم تحلیل نشد.یه عده ای گفتند که مهم نیست.یک عده ای گفتند اونی که میخواستیم شد.یک عده ای گفتند طبیعیه.

    وقتی برای کنش مردم و نیامدن مردم معنا قائل نشویم. معنا را نمی فهمیم و وقتی معنا را نفهمیم خودمان معنا را ابدا می کنیم.جمهوری اسلامی منهای مردم مگر چیزی هست؟ اول انقلاب که امام فرمودند جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه بیش منظورشان جمهوریت بود و دفاع از جمهوریت وگرنه همه مردم و نخبگان برای اسلام انقلاب کرده بودند.

    سوال: نظرتان راجع به اینکه شاید در سال 88 که با دو قطبی سازی مشارکت بالا شکل گرفت و آن هزینه ها پیش آمد چیست؟

    88 را چه کسی رقم زد؟ مردم رقم زدند؟ عامل تلخ شدن کام مردم پس از انتخابات 88 که بود؟ توده مردم بودند یا نخبگان و خواص؟ 85 درصد مشارکت کردند. طرفین مردم و هواداران بدون اینکه درگیری بشود داشتند با نشاط شعار میدادند و حرف میزدند. حتی روز انتخابات هم هیچ اتفاقی نیافتاد. کسانی که رقم زدند آن اتفاقات را، نخبگان سیاسی بودند. وقتی مشارکت حداکثری اتفاق بیافتد دیگر نمیشود با تاکتیک و تکنیک توده را اغوا کرد. نمیشود رای توده مردم را با پول خرید. توده میاید و همه این مناسبات را بهم میریزد. سیاسیون و قبایل سیاسی، به نفعشان است که مشارکت حداقلی باشد. مطلوب آنها این است که بگذارند در آن دو هفته آخر تا با تاکتیک هایی رای بیاورند. چون کنترل و مدیریت در مشارکت کمتر راحت تر است برایشان. منتها برای نظام حتما مشارکت حداکثری موضوعیت دارد زیرا نظام، نوک دماغش را نمبیند فقط. وقتی شما مردم را فرعی و حاشیه ای در نظر میگیرید و آمدن یا نیامدن آنها برای شما علی السویه است، خب مردم هم به مرور زمان این پیام را دریافت میکنند و میگویند که شما خودتان بروید بازی کنید و به ما چه کار دارید؟

    سال 76 فضا چگونه بود؟ میان چپ و راست دعوای شدیدی اتفاق افتاده بود. دعوای بین ناطق وخاتمی. وقتی که شنبه پس از انتخابات نتایج اعلام شد، آقا فرمودند که حماسه دوم خرداد رقم خورده است. در حالیکه جناح راستی ها عزای عمومی گرفته بودند. میگفتند که شکست خوردیم، نظام از دست رفت. به جای اینکه فرصت فرض کنند آن مشارکت را.رهبر انقلاب در سخنرانی عید مبعث صراحتا عنوان کردند که اولویت اول ما مشارکت حداکثری است. در وهله بعد اگر این مشارکت حداکثری به انتخاب اصلح ختم بشود که مطلوب تر است. اما قبایل سیاسی برای تداوم این بازی خودشان، نیاز دارند به مشارکت حداقلی. حتی تظاهر هم بکنند که مشارکت حداکثری برای ما مهم است، امکانش را دور از دسترس میدانند.مهمترین وظیفه ما در این بازه زمانی کوتاه کمک به واقعی شدن میدان رقابت سیاسی است. جریان های دانشجویی ما به جای اینکه بیافتند در این بازی اسامی، یک میدانی طراحی کنند از همین نظام مسائل کشور که بگویند مسائل ما این است و هر کسی که خودش را در معرض رای مردم قرار میدهد باید بیاید در این زمین و این میدان بازی کند.

    جریان دانشجویی متاسفانه شده است پیرو جریان های سیاسی. یک زمانی جریان های دانشجویی زمین بازی طراحی میکردند و سیاسیون ملزم بودند بیایند در آن زمین بازی حضور پیدا بکنند. هیچ عنصر سیاسی از کاندیدای مجلس تا ریاست جمهوری، توفیقی پیدا نمیکرد مگر اینکه حاضر شود در میدانی که جریان دانشجویی طراحی کرده بود. اما الان جریان دانشجویی ما منفعل ایستاده ببیند چه کسی میاید و چه کسی نمی آید بعد برود سمپات این جناح بشود یا آن جناح. به جای آن بیاییم بگوییم که ما چند سوال داریم و از نامزد ها میخواهیم که فقط اینها را پاسخ دهند و حرف دیگری نزنند.